2yousef
دفتری بود که گاهی من و تو
2yousef
زیباترین تولدها ، آن هاییست که در رویا برای کسی می گیریم که عاشقانه دوستش داریم .
2yousef
برگ در انتهای زوال می افتد و میوه در ابتدای کمال ، بنگر که چگونه می افتی ، چون برگی زرد یا سیبی سرخ !
2yousef
بازی با رنگها بسیار زیبا و آرامش بخش است ،، به شرطی که از آن برای رنگ کردن همدیگر استفاده نکنیم
2yousef
گاهی خدا درها را قفل می کند و پنجره ها را می بندد زیباست که فکر کنیم شاید بیرون طوفان می آید و می خواهد از ما محافظت کند
2yousef
همیشه با ضرب طبل خودتان حركت كنید. مهم نیست كه صدای آن چقدر ضعیف یا دور باشد
2yousef
شبي غمگين، شبي باروني و سرد ، مرا در غربت فردا رها كرد دلم در حسرت ديدار او ماند ، مرا چشم انتظار كوچه ها كرد به من مي گفت تنهايي غريب است ، ببين با غربتش با من چه ها كرد تمام هستيم بود و ندونست ، كه در قلبم چه آشوبي به پا كرد و او هرگز شكستم را نفهميد اگر چه تا ته دنيا صدا كرد
2yousef
يکی را بيشتر از همه کس دوست دارم کسی که حتی مرا کمتر از هر کسی نيز دوست نمی دارد ! يکی را دوست دارم با اينکه اين دوست داشتن ديوانگيست اما من ديوانه وار تنها او را دوست دارم
2yousef
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من / وین حلّ معمّا نه تو خوانی و نه من / هست از پس پرده گفتگوی من و تو / چون پرده بر اُفتد نه تو مانیّ و نه من(خیّام
2yousef
هر نکتهای که گفتم در وصف آن شمایل
2yousef
شراب بیغش و ساقی خوش دو دام رهند
2yousef
با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی
2yousef
در نظربازی ما بیخبران حیرانند
دفتری بود که گاهی من و تو
14 سال و 10 ماه و 29 روز و 23 ساعت و 55 دقيقه قبلمی نوشتیم در آن
از غم و شادی و رویاهامان
از گلایه هایی که ز دنیا داشتیم
من نوشتم از تو:
که اگر با تو قرارم باشد
تا ابد خواب به چشم من بی خواب نخواهد آمد
که اگر دل به دلم بسپاری
و اگر همسفر من گردی
من تو را خواهم برد تا فراسوی خیال
تا بدانجا که تو باشی و من و عشق و خدا!!!
تو نوشتی از من:
من که تنها بودم با تو شاعر گشتم
با تو گریه کردم
با تو خندیدم و رفتم تا عشق
نازنیم ای یار
من نوشتم هر بار
با تو خوشبخترین انسانم…
ولی افسوس
مدتی هست که دیگر نه قلم دست تو مانده است و نه من!!!