دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

2yousef

ای هدهد صبا به سبا می‌فرستمت / بنگر که از کجا به کجا می‌فرستمت / حیف است طایری چو تو در خاکدان ... درباره »
2yousef
مرد - متاهل
امتیاز: 2760

دنبال‌شدگان

(191 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(415 کاربر)

گروه‌ها

(5 گروه)

بازدید

2yousef
2yousef

شعر مادر ایرج میرزا

هذيان با آيينه
1316683297278417_orig.jpg هذيان با آيينه

چقدر سرد است! وقتی... دلتنگتم و نیستی!

این ارسال را بازنشر کرده است.
2yousef
2yousef

نه از خاکم نه از بادم نه در بندم نه آزادم نه آن لیلاترین مجنون نه شیرینم نه فرهاد فقط مثل تو غمگینم فقط مثل تو دلتنگم اگر آبی تر از آبم اگر همزاد مهتابم بدون تو چه بی رنگم بدون تو چه بی تابم

2yousef
2yousef

شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردنست

2yousef
2yousef

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت

2yousef
2yousef

دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد

2yousef
2yousef

مگسی را کشتم / نه به این جرم که حیوان پلیدیست، بد، است و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است طفل معصوم به دور سر من می چرخید به خیالش قندم یا که چون اغذیه ی مشهورش، تا به آن حد، گَندَم ای دو صد نور به قبرش بارد مگس خوبی بود من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد مگسی را کشتم مرحوم حسین پناهی

2yousef
2yousef

شب آرامی بود

2yousef
2yousef

هرچه کردم ـ هر چه ـ آه انگار آرامم نکرد / بی‌تو خشکیدند پاهایم کسی راهم نبرد / دردِ دل با سایه‌ی دیوار آرامم نکرد / خواستم دیگر فراموشت کنم اما نشد/ خواستم اما نشد، این کار آرامم نکرد / سوختم آن‌گونه در تب، آه از یارم بپرس / دستمالِ تب‌بُر نم‌دار آرامم نکرد / ذوق شعرم را کجا بردی؟ که بعد از رفتنت / عشق و شعر و دفتر و خودکار آرامم نکرد

2yousef
2yousef

درجلسه امتحان عشق....... من ماندم ویک برگه سفید! یک دنیا حرف ناگفتنی ویک بغل تنهائی ودلتنگی درد دل من در این کاغدکوچک جا نمیشود دراین سکوت بغض آلود قطره کوچکی هوس سرسره بازی میکند وبرگه سفیدم .....! عاشقانه قطره ها را به آغوش میکشد عشق تونوشتنی نیست !

2yousef
2yousef

خداحافظ... آخرین کلامی که از تو شنیدم و باز قصه‌ی تلخ جاده و آن راه بلند... که تو را از خلوت من می ربود آسمان می گریست شیشه ها می گریستند و من مبهوت رفتنت در پس شیشه های مه آلود بغض دردناکم را بلعیدم دیوانه وار خندیدم و تو را بدرقه کردم...

2yousef
2yousef

میدانستم عاشق بارانی ، آنقدر اشک ریختم تا خورشید بتابد بر روی سیل اشکهایم ، تا اشکهایم ابر شود و باران ببارد ، این اشکهای من است که بر روی تو میبارد. آسمان با دیدن چشمهای من می نالد. عشق همین است و راه آن نفسگیر . باز هم میخواهم عشق را با تمام دردهایش، دردهایی که درد نیست چون دوایش تویی. خیالی نیست دلتنگی ها و بی قراری هایش، چون چاره اش تویی. عزیز من تویی، در راز و نیازهایم تنها تویی. با تو بودن یعنی همین ،.

./  DoostDar  ./
./ DoostDar ./

گفته بودی، از غرورم، از سکوتم، خسته ای

این ارسال را بازنشر کرده است.
2yousef
2yousef

نخواهم کشت دل را / از چه باید بگذرم .... از تو ؟؟ سراسر باده عشقم سراپا ساغرم از تو / شهامت میکنم اما ... نه در ترکت عزیز دل / نمی گردد دمی حتی جدایی باورم از تو ...

2yousef
2yousef

همه پستها لایک می زنند من نگاه تورا