2yousef
وقتی شب لباسی از حریر سپید بر تن کرد وقتی صبح آمد من به عشق بوی توباز آمدم
2yousef
یادمان باشد از امشب خطایی نکنیم / گرچه در خویش شکستیم صدایی نکینم / پرپروانه شکستن هنر انسان نیست / گرشکستیم زغفلت من و مایی نکنیم / یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم / وقت پرپرشدنش سازونوایی نکینم /
2yousef
یادم باشد از این پس عشق را بیشتر در رفتار آدم کوچولوها جستجو کنم !
2yousef
دل من! باز مثل سابق باش/ با همان شور و حال عاشق باش/ مهر می ورز و دم غنیمت دان / عشق می باز و با دقایق باش/ بشکند تا که کاسه ات را عشق / از میان همه تو لایق عشق باش
2yousef
صبح است و خلوت و تنهایی و من که ثانیه ها را می نگرم که چه با منت موسیقی محزون تنهایی را می نوازد.
2yousef
وقتی تمام درد ها ناگفتنی هستند .بگذار تمام شعرهایمان نقطه چین باشند...
2yousef
پرده برانداختی، چهره برافروختی / میکده را ساختی، صومعه را سوختی / من صفتی جز وفا هیچ نیاموختم / تو روشی جز جفا هیچ نیاموختی / بر سر اهل وفا سایه نینداختی / غیر متاع جفا مایه نیندوختی / تا دل من در غمت جامهٔ جان چاک زد / چشم امید مرا از دو جهان دوختی
2yousef
دلی کامد ز عشق دوست در جوش / بماند تا قیامت مست و مدهوش / ز بسیاری که یاد آرد ز معشوق / کند یکبارگی خود را فراموش
2yousef
تا که از طارم میخانه نشان خواهد بود / طاق ابروی توام قبله جان خواهد بود / سرکشان را چو به صاف سرخم دستی نیست / سر ما خاک در دردکشان خواهد بود