بی خیال نمی خوردتون .کاری نداره .فقط موقعه ای که جف پا برین تو حال یکی از بچه ها اونم بی جنبه باشه گزارش بزنه میداد وتذکر میده. در کل موجود باحالیه. راستی ستا تذکر پروفایلتون بسته میشه .باید یه پروفایل دیگه باز کنید
اینجا گیر بازاره
ی صدای میاد همه در میرن
در میرن در گیرن.
گیر دادن ب ما تفریحه .
جوان جان سوسک کون در بریم تا آقا پلیسه نیمد. همینجا جا داره سلام عرض کنم خدمت همه همیاران پلیس که فرت وفرت گزارش میزنن.
به چشم کردهام ابروی ماه سیمایی
خیال سبزخطی نقش بستهام جایی
امید هست که منشور عشقبازی من
از آن کمانچه ابرو رسد به طغرایی
سرم ز دست بشد چشم از انتظار بسوخت
در آرزوی سر و چشم مجلس آرایی
مکدر است دل آتش به خرقه خواهم زد
بیا ببین که که را میکند تماشایی
به روز واقعه تابوت ما ز سرو کنید
که میرویم به داغ بلندبالایی
زمام دل به کسی دادهام من درویش
که نیستش به کس از تاج و تخت پروایی
در آن مقام که خوبان ز غمزه تیغ زنند
عجب مدار سری اوفتاده در پایی
مرا که از رخ او ماه در شبستان است
کجا بود به فروغ ستاره پروایی
فراق و وصل چه باشد رضای دوست طلب
که حیف باشد از او غیر او تمنایی
درر ز شوق برآرند ماهیان به نثار
اگر سفینه حافظ رسد به دریایی
عاشق اون صحنه ایم که چن نفر با هم میریم رستوران میخوایم حساب کنیم !! یکی زیپ کیفش وا نمیشه ! یکی داره دنباله کیفش میگرده ! یکی دکمش گیر کرده ! یکی دستش تو جیبش تو همین لحظه جا نمیشه !! اون یکی گوشیش زنگ میخوره ! اون یکی کیفش تو ماشین جا مونده ! ینی یه همچین آدمهایی هستیم ما !
من که این کاررا نمی کنم . قشنگ و اروم می شینم .لم میدم به صندلی . پیمانکار میره حساب می کنه . چون بابت میوه و غذا و ماشین ایاب وذهاب .....هزار کوفت وزهرمار دیگه ؛ توی قرارداد پول گرفته .
تو مسیر مدرسه دخترم یک پل هوایی بود . کلاس دوم یا سوم ابتدایی . هر بار که می خواستیم از پلی بریم بالا یا بیاییم پایین ؛ دخترم مبهوت پله ها می شد . با خودم می گفتم شاید میترسه . یک روز پرسیدم .:دخترم چرا هر روز جلو پله مکث می کنی و با تعجب پله ها را نگاه می کنی . جواب داد : آخه اینهمه پله از کجا میاد ؟ تازه اونور ؛ اینهمه پله کجا میره ؟
من دوستدار روی خوش و موی دلکشم
مدهوش چشم مست و می صاف بیغشم
گفتی ز سر عهد ازل یک سخن بگو
آن گه بگویمت که دو پیمانه درکشم
من آدم بهشتیم اما در این سفر
حالی اسیر عشق جوانان مه وشم
در عاشقی گزیر نباشد ز ساز و سوز
استادهام چو شمع مترسان ز آتشم
شیراز معدن لب لعل است و کان حسن
من جوهری مفلسم ایرا مشوشم
از بس که چشم مست در این شهر دیدهام
حقا که می نمیخورم اکنون و سرخوشم
شهریست پر کرشمه حوران ز شش جهت
چیزیم نیست ور نه خریدار هر ششم
بخت ار مدد دهد که کشم رخت سوی دوست
گیسوی حور گرد فشاند ز مفرشم
حافظ عروس طبع مرا جلوه آرزوست
آیینهای ندارم از آن آه میکشم
بی مهر رخت روز مرا نور نماندست
وز عمر مرا جز شب دیجور نماندست
هنگام وداع تو ز بس گریه که کردم
دور از رخ تو چشم مرا نور نماندست
میرفت خیال تو ز چشم من و میگفت
هیهات از این گوشه که معمور نماندست
وصل تو اجل را ز سرم دور همیداشت
از دولت هجر تو کنون دور نماندست
نزدیک شد آن دم که رقیب تو بگوید
دور از رخت این خسته رنجور نماندست
صبر است مرا چاره هجران تو لیکن
چون صبر توان کرد که مقدور نماندست
در هجر تو گر چشم مرا آب روان است
گو خون جگر ریز که معذور نماندست
حافظ ز غم از گریه نپرداخت به خنده
ماتم زده را داعیه سور نماندست
کمتر کسی تو دنیای امروز پیدا میشه که یکبار توی گوگل دنبال چیزی نگشته باشه. گاهی میشه که املای صحیح کلمه رو نمی دونی و یا اشتباه تایپی داری اون وقته که گوگل به شما پیشنهاداتی میده. مثلا شما به جای واژه Tehran بزن tehrna اون وقته که گوگل خط اول مینویسه Do you mean : Tehran با این مقدمه شما برید توی گوگل و بزنید She invented و ببینین خط اول گوگل براتون چی میاره!
تو آمدی و چنان زل زدی به پوچی من
که داشت حوصله ی انتظار سر می رفت!
تو آمدی و کسی گوشه ی غزل هی با
ردیف و قافیه هایی عجیب ور می رفت
تو آمدی، کلماتی که مرد ساخته بود
شبیه صابون از دست شعر در می رفت
از اینکه آمده تا.. بیشتر پشیمان بود
از اینکه آمده تا.. هرچه بیشتر می رفت!
اشاره کرد خدا سمت پرتگاه.. ولی
به گوش من.. و تو این حرف ها مگر می رفت!
انگار از تخم مرغ شانسی در امده . دست کم این اوارتا را عوض کنید تا بچه ها نترسند .
14 سال و 8 روز و 19 ساعت و 34 دقيقه قبلبی خیال نمی خوردتون .کاری نداره .فقط موقعه ای که جف پا برین تو حال یکی از بچه ها اونم بی جنبه باشه گزارش بزنه میداد وتذکر میده. در کل موجود باحالیه. راستی ستا تذکر پروفایلتون بسته میشه .باید یه پروفایل دیگه باز کنید
14 سال و 8 روز و 17 ساعت و 33 دقيقه قبلووووووووووووووووووووی خدانکنه مادرخدمتتون باشیم
13 سال و 11 ماه و 28 روز و 23 ساعت و 49 دقيقه قبل توسط موبایلناز بشی با اون آواتارت به حق پینشتن ..
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 13 ساعت و 6 دقيقه قبلاینجا گیر بازاره
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 10 ساعت و 12 دقيقه قبلی صدای میاد همه در میرن
در میرن در گیرن.
گیر دادن ب ما تفریحه .
جوان جان سوسک کون در بریم تا آقا پلیسه نیمد. همینجا جا داره سلام عرض کنم خدمت همه همیاران پلیس که فرت وفرت گزارش میزنن.