פــُـسیـטּ
متاسفانه در دنیایی زندگی میکنم که به آدم عاشق میگن کودن و احمق ولی به آدم هفت خط میگن مرد زندگی ... !!!
2yousef
وقتی از دنیا و آدمهاش نا امید و خسته شدی و دلت گرفت … برو کوه و با صدای بلند فریاد بکش … بگو آیا بازهم امیدی هست ؟ میبینی که کسی می گوید : هست ، هست ، هست …
شنیدم در زمان خسرو پرویز
14 سال و 24 روز و 11 ساعت و 6 دقيقه قبلگرفتند آدمی را توی تبریز
به جرم نقض قانون اساسی
و بعض گفتمان های سیاسی
ولی آن مرد دور اندیش، از پیش
قراری را نهاده با زن خویش
که از زندان اگر آمد زمانی
به نام من پیامی یا نشانی
بود متنش اگر خودکار آبی
بدان باشد درست و بی غل و غش
بود خودکار اگر با رنگ قرمز
بدان باشد تمام از روی اجبار
تمامش از فشار بازجویی ست
سراپایش دروغ و یاوه گویی ست
گذشت و روزی آمد نامه از مرد
گرفت آن نامه را بانوی پر درد
گشود و دید با هالو مآبی
نوشته شوهرش با خط آبی
عزیزم، عشق من، حالت چطور است؟
بگو بی بنده احوالت چطور است؟
اگر از ما بپرسی، خوب بشنو
ملالی نیست غیر از دوری تو
من این جا راحتم، کیفور کیفور
بساط عیش و عشرت جور وا جور
در این جا سینما و باشگاه است
غذا، آجیل، میوه رو به راه است
کتک با چوب یا شلاق و باطوم
تماما شایعاتی هست موهوم
هر آن کس گوید این جا چوب دار است
بدان این هم دروغی شاخدار است
در این جا استرس جایی ندارد
درفش و داغ معنایی ندارد
کجا تفتیش های اعتقادی ست؟
کجا سلول های انفرادی ست؟
همه این جا رفیق و دوست هستیم
چو گردو داخل یک پوست هستیم
در این جا بازجو اصلا نداریم
شکنجه، اعتراف، عمرا نداریم
به جای آن اتاق فکر داریم
روش های بدیع و بکر داریم
عزیزم، حال من خوب است این جا
گذشتِ عمر، مطلوب است این جا
کسی را هیچ کاری با کسی نیست
نشانی از غم و دلواپسی نیست
همه چیزش تماما بیست این جا
فقط خودکار قرمز نیست اینجا
اگر خودکار قرمز بود اینجا
14 سال و 24 روز و 11 ساعت و 2 دقيقه قبلنبود این نامه در دستانت حالا!