2yousef
من نگویم که به درد دل من گوش کنید /بهتر آنست که این قصه فراموش کنید
2yousef
جای آن دارد که چندی هم، ره صحرا بگیرم /سنگ خارا را گواه این دل شیدا بگیرم
2yousef
از آن گمگشته ی من هم، نشانی آور ای قاصد
2yousef
در باد بهاری زبس آشوب خزان است /گل وحشتی از غارت پاییز ندارد
2yousef
آدم چیست ؟! آه و دم ... آه از دمی که این همه ساعت طول میکشد ! «شمس لنگرودی»
2yousef
تنهآ کِ بآشی هیچ چیز خنده دآر نیست . . . !
2yousef
نوش جانت زهرحسرت ای دل رسوا بسوز...
2yousef
دنیا پر از تباهی است، نه به خاطر وجود آدمهای بد، بلكه به خاطر سكوت آدمهای خوب ...
2yousef
با هر قدمی که دورتر شدی، انگار دنیا هم تنگتر شد !
2yousef
آقاهه رفته بود خواستگاری برای پسرش، ازش پرسیدند آقای داماد چکارند؟ گفت: دیپلماته، از موقعی که دیپلم گرفته مات مونده چیکار کنه!
2yousef
به درد هم اگر خوردیم قشنگ است / به شانه ، بار هم اگر بردیم قشنگ است/ در این دنیا که پایانش به مرگ است / برای هم اگر مردیم قشنگ است
2yousef
مهربانیت را بادلم پیوند زدم تا از تو دور بودن را احساس نکنم
2yousef
من که در پیله ی خویش شوق پروانگی از یادم رفت / لااقل موقع رفتن بسپار ابر جای تو ببارد / به سرم ماه جای تو بتابد به شبم و سرانگشت بزند گاهگاهی به دلم/ شاید این تلخی ایام غم انگیزم را باز با یاد تو از یاد ببرم !