2yousef
سكوت می كنی تا فراموشت كنم ....ولی دلتنگ تر می شوم
2yousef
من هم ديگه كم كم خدا نگهدار
2yousef
شعر لبخند نگاهت ......در نگاه من بي كوچه نشاندي.......كوچه غم كه گشودي.....هرچه گشتم...هرچه گذشتم......كوچه بي تو.......دل من زار
2yousef
حجاب چهره جان میشود غبار تنم
2yousef
این یک دو دم که مهلت دیدار ممکن است / دریاب کار ما که نه پیداست کار عمر
2yousef
دی در گذار بود و نظر سوی ما نکرد / بیچاره دل که هیچ ندید از گذار عمر
2yousef
بی عمر زندهام من و این بس عجب مدار / روز فراق را که نهد در شمار عمر
2yousef
ای گل بشکر آن که تویی پادشاه حسن/ با بلبلان بیدل شیدا مکن غرور
2yousef
.خدا و انسان و عشق ، این است امانتی که بر دوش ما سنگینی می کند.
2yousef
… نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد … نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت … ولی بسیار مشتاقم … که از خاک گلویم سوتکی سازد … گلوم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش … تا که پی در پی دم گرم خویش را بر گلویم سخت بفشارد …. و سراب خفتگان خفته را آشفته تر سازد … تا بدین سان بشکند دائم سکوت مرگبارم را …شريعتي
2yousef
من حسودم... من حتی به مولکول های هوا هم حسادت میکنم.... آه که چه بی مهابا تو را لمس می کنند...
2yousef
چقدر زيباست كسی را گرامي بداريم نه برای نياز... نه از روی اجبار... و نه از روی تنهايی... فقط برای اينكه "دوستش داريم"
2yousef
گر دست دهد خاک کف پای نگارم / بر لوح بصر خط غباری بنگارم
2yousef
قلمی خواهم ساخت از نی باغ بهشت، جوهراز شیشه ذات، کاغذ از صفحه دل، نور از شمع حیات، تا نویسم همه جا: "روزگارت خوش باد"
بر سر گلبرگ ذهنم میکشم
12 سال و 11 ماه و 7 روز و 12 ساعت و 24 دقيقه قبلناز اندام تو را در یک غروب
بر درخت قلب من نام تو را
باید حکاکی کند یک دارکوب
چشم من در آبی چشمان تو
غرق خواهد شد مثال قایقی
از سر عطر نفس های تو باز
میرود از هوش حتی رازقی
ای که در احساس من چادر زدی
مست خواهم شد شبی از کام تو
این تن غربت زده آخر شود
ساکن آبادی اندام تو
موج گیسوی تو چون دریا کند
بوم خشک ساحل این شانه را
بی تو دل در پیله ی تنهایی است
میکنی آزاد این پروانه را