افروز
از خدا پرسید:اگر در سرنوشت ما همه چیز را از قبل نوشته ای آرزو کردن چه سود دارد ؟ خداوند خندید و گفت : شاید در سرنوشتت نوشته باشم :خر چه آرزو کرد!
افروز
چه تلخ است با بغض بنویسی و با خنده بخوانند...
افروز
حرارت لازم نیست ، گاهی از سردی نگاهت میتوان آتش گرفت...
افروز
درد دارد! وقتی می رود... وهمه می گویند :دوستت نداشت و تو نمیتوانی به همه ثابت کنی که هر شب با عاشقانه هایش خوابت می کرد!!!
افروز
خدایا چه کسی تو را در آغوش می گیرد که انقدر آرامی؟؟؟
افروز
زیباستـــــــــــــــــ یادت.....
افروز
شب است
کلنجار میروم..... با خودم
با دلتنگیهایم....
با قلبِ لِه شده ام...
با غُرورِ شکسته ام....
سراغش را بگیرم.. ...
نگیرم..
بگیرم.. ...
نگیرم.....
نزدیکِ صبح است.. ...
دل را به دریا زدم.....
مشترکِ موردِ نظر در حالِ مکالمه میباشد!!!!
افروز
درخشان ترین تاجی که مردم بر سر می نهند در آتش کوره ها ساخته شده است . (چارلی چاپلین)
افروز
بغض های نطفه بسته در گلویم را سکوت میکنم... وجودم ابستن های نبودن های توست.. نمیدانم از این نبودنهایت چگونه فارغ شوم.............
افروز
قانعـــــــــــــــم... تو قسمت من نه... مال مردم بودی ... قربون دلم برم که مال مردم خور نیست...
افروز
از من جدا شدو گفت.. کار خداست..مانده ام مگر خدای او خدای من هم نبود............
افروز
روی دلای آدما هرگز حسابی وا نکن ...
افروز
عشق یعنی اینکه وقتی یه اس ام اس ازش میاد حتی قبل اینکه بدوونی چی نوشته لبخند میاد روی لبت، همینکه یه لحظه بهت فک میکرده واست اندازه یه دنیا می ارزه...
افروز
نامه جودی به بابا لنگ دراز : بابا لنگ دراز عزیزم! تمام دلخوشی دنیای من این است که ندانی و دوستت بدارم وقتی می فهمی و می رانی ام ... چیزی درون قلبم فرو میریزد چیزی شبیه غرور بابالنگ دراز عزیزم لطفا گاهی خودت را به نفهمیدن بزن و بگذار دوستت بدارم بعداز تو هیچکس الفبای روح و خطوط قلبم را نخواهد خواند نمی گذارم ... نمی خواهم بابالنگ دراز من همین که هستی دوستت دارم حتی سایه ات که هرگز به ان نمی رسم...