افروز
عشق ، سوءتفاهمی است که با یک متاسفم فراموش می شود ...............
افروز
رسم زندگي اين است روزي کسي را دوست داري و روز بعد تنهايي به همين سادگي او رفته است و همه چيز تمام شده مثل يک مهماني که به آخر مي رسد و تو به حال خود رها مي شوي چرا غمگيني ؟ اين رسم زندگيست پس تنها آوازبخوان"
افروز
امروز ازخستگیهایم ازدرد نهفته درقلبم برایت گفتم، اشکها ریختم وتو گوش سپردی عاشقانه نگاهم کردی تمام غمهایم را لبخند زدی کنارم نشستی و آهسته شانه هایم را درآغوش کشیدی وگفتی عشقم تمام دردهایت رامیفهمم من که دیگردرکنارت هستم پس همه رابخاطرمن ببخش ومن میمانم سرگردان میان عشق و نفرت اما میدانم که باید توراانتخاب کنم...
افروز
با من بمان تا آنجا که دیگرهیچ بی اعتمادی زاییده نشود درمن آنگاه دستانم را بگیر مرا با خود ببرتا سرزمین عاشقی میخواهم برایت ازعاشقانه هایم بخوانم توگوش دهی و با بوسه ای به جشن عاشقی دعوتم کنی...
افروز
ــآنـوے ســرزمین مــن.. ارزش خــودتــــ را بــدآלּ..! بداלּ کــــﮧ تــــو قــرآر استـــ... لیــلــے شــیریــלּ پــرنسس و... تمـــآم هستـــے یکــ مـــرد بــاشـے ! قــرآر استـــ چشـمآنتـــ گــرمآ بــخش مـــردے بـــآشد!
افروز
وقتی تو را دیدم، از خدا به خاطر خلقتت تشكر كردم...
افروز
بـه آن سـیـنــه پـهــن مــردانـه اتـــــــ نـیــاز دارم ! بـه دسـتـــــ هــایــت حـتــی . نـمــی دانـی چـه لــذتــی دارد … وقـتــی ” تـ ــ ـو ” از خـیــابــان ردم مـی کـنــی !!!
افروز
خداوندا، خداوندا !!! قرارم باش و یارم باش ... جهان تاریکی محض است !!! میترسم ، کنارم باش ...
افروز
این روزهـــــا هــــر کی هـــــر کاری مــــــیخواد با آدم میکنه و بـــــعد در آخرش فقط میگن "حــــلالم کن
افروز
لبخند بزن! بدون انتظار پاسخی از دنیا ، بدان روزی دنیا انقدر شرمنده می شود که به جای پاسخ لبخند ، با تمام سازهایت می رقصد ... چارلی چاپلین
افروز
محبت از درخت آموز که سایه از سر هیزم شکن هم بر نمی دارد...