دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امیر

تاکه هستم ندانی کسیتم روزی سراغم آی که من نیستم درباره »
امیر
مرد - مجرد
امتیاز: 615

دنبال‌شدگان

(75 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(81 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

امیر
امیر

تمام برگ های دفترم تمام شد قلمم به پایان رسید دستم سست شد چه سرمشقی دادی به من هنوز هم می نویسم : " دل دادن خطاست "

امیر
امیر

تنهــایـم ... اما دلتنگ آغــوشی نیستــم... خستــه ام ... ولـی به تکیـه گـاه نمـی اندیشــم... چشــم هـایـم تـر هستنــد و قــرمــز... ولــی رازی نـدارم... چــون مدتهــاست دیگــر کسی را "خیلــی" دوست ندارم... فقط خیلـی هـا را دوست دارم...

امیر
امیر

منتظر هیچ دستی در هیچ جای این دنیا نیستم... اشکهایم را با دست های خودم پاک میکنم... اینجا همه رهگذرند...

امیر
امیر

روزی ما دوباره کبوترهايمان را پيدا خواهيم کرد و مهربانی دست زيبايی را خواهد گرفت روزی که کمترين سرود بوسه است و هر انسان براي هر انسان برادری است... و من آن روز را انتظار می کشم حتی روزی که ديگر نباشم.

امیر
امیر

خیلی ممنون انقد آسون منو داغون کردی واسه احساسی که داشتم دلمو خون کردی تو که هیچ حسی به این قصه نداشتی واسه چی منو به محبت دو روزه مهمون کردی همه عالم می دونستن که بری میمیرم اما رفتی و همه عالمو حیرون کردی خیلی ممنون واسه هرچی که آوردی به سرم خیلی ممنون ولی من هیچ وقت ازت نمی گذرم من حواسم به تو بود و تو دلت سر به هوا با همین سر به هواییت منو ویرون کردی من که با نگاه شیرین تو فرهاد شدم مگه این کافی نبود که منو مجنون کردی؟ همه عالم می دونستن که بری میمیرم اما رفتی و همه عالمو حیرون کردی خیلی ممنون واسه هرچی که آوردی به سرم خیلی ممنون ولی من هیچ وقت ازت نمی گذرم

امیر
امیر

چقدر دنیایم خلاصه و راحت شده..! به انتهای جاده سرنوشتم که می نگرم کلبه ای را می بینم که آجرش از عشق است و ملاتش از اسکناس.. به آرزوهایم که فکر می کنم رودی را تصور می کنم که بسترش از عشق است و مسیرش از اسکناس.. به دردهایم که دقت می کنم یک دایره را می بینم که محیطش از عشق است و شعاعش از اسکناس.. خنده هایم را که به خاطر می آورم خطی را می بینم که ابتدایش از عشق است و ادامه اش از اسکناس... به تو که فکر می کنم می خواهم آیینه ای باشد و فقط عشق.. اما افسوس که قاب آن آیینه هم از اسکناس است...

امیر
امیر

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی شاید کسی که روزی با تو خندیده رو از یاد ببری، اما هرگز اونی رو که با تو اشک ریخته، فراموش نکنی.

امیر
امیر

اموخته ام که :وقتی با کسی روبرو میشویم انتظار لبخندی از سوی ما دارد. اموخته ام که :زندگی شیرین است اگر با عشق باشد. اموخته ام که :عشق زهر است عسل. اموخته ام که :خوشبختی جستن ان است نه پیدا کردن ان. اموخته ام که : به چیزی که دل ندارد نباید دل بست. اموخته ام که :باد با چراغ خاموش کاری ندارد. اموخته ام که :لبخند ارزانترین راهی است که میتوان با ان نگاه را وسعت بخشید.

امیر
امیر

میگفتن : علف باید به دهن بزی شیرین بیاد یه عمری خودمونو کشتیم شیرین ترین علف دنیا باشیم غافل از اینکه طرف اصلا بز نبود ... گاو بود به خوردن مقوا عادت کرده بود!

امیر
امیر

وقتی کسی نیست... خودت را فرو کنی در آغوشش و گم شوی در رویاهای شبانه اش با صدای اذان صبح بیدار شوی یا با صدای خروس همسایه .... حتی درون خانه پدری هم احساس غربت خواهی کرد ...

امیر
امیر

الفبای زندگی:الف: اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها ب: بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم پ: پویاپی برای پیوستن به خروش حیات ت: تدبیر برای دیدن افق فرداها ث: ثبات برای ایستادن در برابر باز دارنده ها ج: جسارت برای ادامه زیستن چ: چاره اندیشی برای گریز از گرداب اشتباه ح: حق شناسی برای تزکیه نفس خ: خودداری برای تمرین استقامت د: دور اندیشی برای تحول تاریخ ‌ذ: ذکر گوپی برای اخلاص عمل ر: رضایت مندی برای احساس شعف ز: زیرکی برای مغتنم شمردن دم ها ژ: ژرف بینی برای شکافتن عمق دردها س: سخاوت برای گشایش کارها ش: شایستگی برای لبریز شدن در اوج ص: صداقت برای بقای دوستی ض: ضمانت برای پایبندی به عهد ط: طاقت برای تحمل شکست ظ: ظرافت برای دیدن حقیقت پوشیده در صدف ع: عطوفت برای غنچه نشکفته باورها غ: غیرت برای بقای انسانیت ف: فداکاری برای قلب های دردمند ق: قدر شناسی برای گفتن ناگفته های دل ک: کرامت برای نگاهی از سر عشق گ: گذشت برای پالایش احساس ل: لیاقت برای تحقق امیدها م: محبت برای نگاه معصوم یک کودک ن: نکته بینی برای دیدن نادیده ها و: واقع گرایی برای دستیابی به کنه هستی ه: هدفمندی

امیر
امیر

من که میدانم دلیل بغض هایت از غم دوران نبود این لطافت در خیالم از کسی ممکن نبود

امیر
امیر

نیمی از جهان، افرادی هستند که چیزی برای گفتن دارند و نمی توانند بگویند و نیم دیگر افرادی هستند که چیزی برای گفتن ندارند ولی همیشه حرف میزنند . . . (رابرت فراست)

امیر
امیر

این روزها اگر خون هم گریه کنی عمق همدردی دیگران با تو یک کلمه است : " آخـــــــی "

امیر
امیر

خدایا این “قسمت” رو کجا فرستادی که هر وقت نوبت من میشه ، میگن “نیست”