امیر
دلم میخواهد گرگ و میش شب باشه
نوک کوه تا خرخره مه باشه ... !!!
من باشم و اونیکه اون بالاست ـ تنها ـ
انقدر جیغ بزنم تا خودش بگه:
خفه شو ... درستش میکنم ...
امیر
اگر شیر درنده ای در برابرت باشد بهتر است از اینکه سگ خائنی پشت سرت باشد
امیر
میخوام بغضمو بترکونم !!!
کسی شونه هاشو به من قرض میده؟
امیر
به کسی دل نبند تا نتونن دل تورو بشکونن
امیر
چقدر سخت است همرنگ جماعت شدن وقتی جماعت خودش هزار رنگ است ...
امیر
پیداست هنوز شقایق نشدی
زندانی زندان دقایق نشدی
وقتی که مرا از دل خود می رانی
یعنی که تو هیچ وقت عاشق نشدی
زرد است که لبریز حقایق شده است
است که با درد موافق شده است تلخ
عاشق نشدی وگر نه می فهمیدی
پاییز بهاریست که عاشق شده است
امیر
یــادم بــاشـــد ، امشب بعضی از آرزوهایم را دم در بگذارم تــا رفتگـــر ببــــرد ! بیچــاره او ... ما بقــی را هم نقــدا" بــا خود بــه گور می بـــرم ما بقــی همــان " آرزوی بــا تــو بودن " است نتــرس جانکم ! حتــی آرزوی ِ داشتنت را هم بــه کســی نمی دهم .
امیر
من به اندازه تقدیر توام که به دست روشنت دل بسته اسمون دل گرفته با منه گریه انگار که به من پیوسته حس خوب داشتنت همرامه این به من گرمی بودن میده من به این دلهره عادت دارم
امیر
قبل از آنکه براي عکسم به دنبال قاب بگردي . خوب مرا نگاه کن زخم زندگي ام تويي همه به زخمهايشان دستمال مي بندند من اما به زخمم دل بسته ام انگشتم را نخ بسته ام تا به ياد آورم فراموشت کرده ام... هر لحظه حرفي در ما زاده مي شود هرلحظه دردي سر بر مي دارد و هر لحظه نيازي از اعماق مجهول روح پنهان و رنجور ما جوش مي کند مگر اين قفس کوچک استخواني گنجايشش چه اندازه است
امیر
زندگی میکنم ... حتی اگر بهترین هایم را از دست بدهم!!! چون این زندگی کردن است که بهترین های دیگر را برایم میسازد بگذار هر چه از دست میرود برود؛ من آن را میخواهم که به التماس آلوده نباشد، حتی زندگی را .
امیر
خاطرمان باشد شايد سال ها بعد در گذر جاده ها بى تفاوت از كنار هم بگذريم و بگوييم ، آن غريبه چه قدر شبيه خاطراتم بود..
امیر
دلم کسی را می خواهــــد
که هر شب به من بگوید
دوستــــت دارم
و هر روز آنرا ثـــــابت کند..!!
امیر
وقتی می گویم دیگر سراغم نیا
فکر نکن که فراموشت کردم یا دیگر دوستت ندارم… نــــــــــــه…
من فقط فهمیدم وقتی دلت با من نیست، بودنت مشکلی را حل نمی کند