امیر
تا سگ نشوی کوچه و بازار نگردی تا کوچه و بازار نگردی نشوی گرگ بیابان
امیر
تا جام اجل نکرده ام نوش هرگز نکنم تو را فراموش
امیر
بر در دیوار قلبم نوشتم ورود ممنوع ! عشق آمد و گفت من بی سوادم
امیر
ای بلبل اگر نالی من با تو هم آوازم
تو عشق گل داری، من عشق گل اندامی
امیر
اگر از عشقت نکنم گریه و زاری به جهنم که مرا دوست نداری
امیر
بحث با ناقص خیالان شیوه استادان نیست/علم افلاطون حریف جهله مادرزاد نیست
امیر
انسان های ساده را احمق فرض نکنید ؛ باور کنید آنها خودشان نخواستند که “هفت خط” باشند …
امیر
گفته بودم لب تَر کنى میمیرم برات... اما نه اینکه لب هایت با لب هاى دیگرى تَرشود....
امیر
هیچـــکس نمی دانــــد!
عکسهــای یـــادگـــــــاری،
مسبب دلتنگـــی هستنــد،
یــــا مُسکِـــن آن ...
امیر
"سرنوشت ما را هم در حاشیه ی صفحه ی تقدیر نوشته اند."