امیر رباب پور درخشان
در حضور خارها هم مي شود يک ياس بود در هياهوي مترسک ها پر از احساس بود دست در دست پرنده بال در بال نسيم ساقه هاي هرز اين بيشه ها را داس بود کاش مي شد حرفي از "کاش مي شد"هم نبود هرچه بود احساس بود و عشق بود و ياس بود
امیر رباب پور درخشان
کوچک باش و عاشق … که عشق ، خود میداند آئین بزرگ کردنت را ..
امیر رباب پور درخشان
نوشته هاي روي شن مهمان اولين موج دريا هستند،اما حكاكيهاي روي سنگ،مهمان هميشگي تاريخند و دوستان خوب حك شدگان روي قلب و ماندگاراني ابدي
امیر رباب پور درخشان
درمملکتی که سایه مردانش بسیارطولانیست عمران مملکت روبه غروب است
امیر رباب پور درخشان
وقتی که صدای خرد شدنت زیر پای عابران دل انگیز شد دیگر چه فرقی میکند ... که برگ سبز کدام درخت بوده ای
سلاممممممم امير خان خوبي؟؟؟
15 سال و 3 ماه و 15 روز و 15 ساعت و 41 دقيقه قبلسلام سوسن خانم ممنون می بینم که شما هم اینجاییییییییییییییی
15 سال و 3 ماه و 15 روز و 15 ساعت قبلبلهههههه...شما رو كم داشتيم...واقعا خوش اومدي....
15 سال و 3 ماه و 15 روز و 14 ساعت و 45 دقيقه قبلممنونممممممممممممم
15 سال و 3 ماه و 15 روز و 14 ساعت و 43 دقيقه قبل