امیر رباب پور درخشان
خدایا! راهی نمی بینم! آینده پنهان است. ... ... ... اما مهم نیست. همین کا[!]ت که تو راه را میبینی ومن تو را ...
امیر رباب پور درخشان
احمق بودن، سنگدل بودن، بدجنس بودن، بد بودن، خیلی راحت تر از آن است که فکر کنیم ما دچارش نمیشویم.
امیر رباب پور درخشان
مثل بادبادک باش با اینکه میدونه زندگیش فقط به یک نخ نازک بنده ! ولی بازم تو آسمون میرقــــصه و میخنده...
امیر رباب پور درخشان
اگه نفر قبلی ازت خواستگاری کنه چه جوابی بهش میدی ؟؟؟؟
امیر رباب پور درخشان
jتمام چیزی که باید از زندگی آموخت... تنها یــــک کلمه ست "میگذره"
امیر رباب پور درخشان
و بالاخره لازمست گاهی از خود بیرون آمده و از فاصله ای دورتر به خودت بنگری واز خود بپرسی که سالها سپری شد تا آن شوم که اکنون هستم، آیا ارزشش را داشت ؟
امیر رباب پور درخشان
لازم است گاهی عیسی باشی، ایوب باشی، انسان باشی ببینی میشود یا نه؟
امیر رباب پور درخشان
شیطان ده ساعت وقت لازم دارد تا یک مرد را گول بزند ، و زن یک ساعت وقت می خواهد تا ده مرد را اغفال کند!
امیر رباب پور درخشان
سال 1391 تو تاکسی] راننده: آقا لطفاً پول خورد بدین! ربع سکه! نیم سکه! ندارین؟… مسافر: شرمنده، من فقط طرح قدیم دارم! راننده: این تراول مال کی بود؟ آقا گوشه نداره! لطف کن عوضش کن!… این میلیونی رو کی داد؟! من که گفتم خورد ندارم!… مسافر: آقا من هر روز دارم این مسیرو میآم! روزی صدهزارتومن گرون میشه! شما دویست تومن گرونش کردین؟! راننده: خانوم کرایهش همینه! قبل از پل هشتصد تومن، بعد از پل یه میلیون. اینجا تعرفهش تو موبایلم هست، بذار آپدیتش کنم. یه مسافر دیگه: آقا واسه صدتومن ارزش نداره، فشارتو میبری بالا! بده بهش بره. من حساب میکنم! راننده: برو خانوم! برو بقیه شو بنداز صندوق صدقات! مسافر درو محکم میبنده، میگه: برو گم شو! داهاتی! راننده یه آهی میکشه میگه: ببین چجوری جلو این همه مسافر منو سکهی بهار آزادی یه پولم کرد.