دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امیر رباب پور درخشان

Amir Derakhshan the fourth day I was born in Spring Currently the French apparel brand dealer okai... درباره »
امیر رباب پور درخشان
مرد - مجرد
امتیاز: 345.4

دنبال‌شدگان

(177 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(178 کاربر)

گروه‌ها

(10 گروه)

بازدید

امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان

یکی از دانشجویان دکتر حسابی به ایشان گفت : شما سه ترم است که مرا از این درس می اندازید. من که نمی خواهم موشک هوا کنم . می خواهم در روستایمان معلم شوم . دکتر جواب داد : تو اگر نخواهی موشک هواکنی و فقط بخواهی معلم شوی قبول ، ولی تو نمی توانی به من تضمین بدهی که یکی از شاگردان تو در روستا ، نخواهد موشک هوا کند

امیر رباب پور درخشان
zim.jpg امیر رباب پور درخشان
در دوره

اصحاب کهف 309 سال در خواب بودند و هنگامی که بیدار شدند و یکی از آنها به شهر رفت تا طعامی تهیه کند ، تفاوت سکه رایج و قیمت ها او را شگفت زده کرد و بدین سان مردم شهر از وجودشان آگاه شدند و الباقی ماجرا که خود بهتر می دانید. 2 - تا همین چند وقت پیش ، یکی از جالب ترین بخش های سخنان پدران و پدربزرگ های ما این بود:‌ شما آن موقع نبودید؛ گوشت کیلویی فلان قدر بود و با 10 تومان می شد چه ها خرید... و از این دست سخنان که برای ما رنگ و بوی افسانه داشت! حالا حکایت خودمان شده است ؛ قیمت ها با چنان سرعتی بالا می روند که هر بار به خرید می رویم ، با چنان تفاوتی روبرو می شویم که گویا از خواب اصحاب کهف برخاسته ایم و سه قرنی در خواب بوده ایم! احساس پدر پزرگی زودرس هم بهمان دست می دهد. اگر پدربزرگ ها می گفتند شما نبودید و یادتان نمی آید 60 سال پیش قیمت ها اِل بود و بل ؛ ما می توانیم بگوییم : شما بودید و یادتان می آید که پارسال همین موقع قیمت ها چقدر پایین تر بود... اصلاً پارسال چرا ، همین هفته پیش و همین دو روز قبل! مثلاً همین سکه و ارز را نگاه کنید: امسال بعد از تعطیلات عید ، 14

امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان

تست افسردگی، با پاسخ به این سوال شما متوجه می‌شوید که افسرده هستید یا خیر. سوال: آیا شما فردی افسرده هستید؟ ۱)بلی ۲)خیر

امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان
در دوره

سلام به همه عزیزان دنبالر

امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان
در دوره

تـ ـَقصـ ـیر تــــو و مـ ـَن و خیـــلی ها نیســـت، که ســَر حرفشـآن نمیــ مانـ ـَند.. مـآ در زمینیــ زندگی میکـ ـُنیـم که هـ ـَر روز خودَش ـ را هــَم دور میزَنــ ـَد..!

امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان
در دوره

آخر ساندویچ خوشمزه ترین چیز دنیاست . که توش پر از سُسه

امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان

یوهوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو سلام به همه دوستان صبح بخیر دنبالری هااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا خوبین خوشین سلامتیییییییییییییییییییییییییین

امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان
در دوره

سلام خدمت همه سروران گرامی. صبحتون بخیر امیدوارم روز خوبی داشته باشید

امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان
در دوره

لازم است گاهی از خانه بیرون بیایی و خوب فکر کنی ببینی باز هم می‌خواهی به آن خانه برگردی یا نه؟

امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان

آقا یه سوال. من یه گروهی ساخته بودم به اسم بر و بچز اس ام اس ولی الان نیست. کجاست؟؟؟

امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان
در دوره

اخلاص به چاکه پیراهن نیست – اینجا دله پاره می پسندند ..

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان

به غضنفر میگن این علامت چیه(!)؟ میگه:جیش کردن ممنوع حتی یک قطره

امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان

غضنفر میره ماشینشو بیمه کنه، آقاهه بهش میگه ایشااله هیچوقت از بیمه‌تون استفاده نکنید، غصنفر هم میگه ایشااله تو هم از این پوله خیر نبینی

امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان
در دوره

تنها يک سقوط است که جاذبه زمين مسئول آن نيست فرو افتادن در عشق

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان
در دوره

به نظرم این داستان فوق العادست : (زن وشوهر جوانی سوار برموتورسیکلت در دل شب می راندند. انها از صمیم قلب یکدیگر را دوست داشتند. زن جوان: یواش تر برو من می ترسم! مرد جوان: نه ، اینجوری خیلی بهتره! زن جوان: خواهش می کنم ، من خیلی میترسم! مردجوان: خوب، اما اول باید بگی دوستم داری. زن جوان: دوستت دارم ، حالامی شه یواشتر برونی مرد جوان: مرا محکم بگیر . زن جوان: خوب، حالا می شه یواشتر برونی؟ مرد جوان: باشه ، به شرط این که کلاه کاسکت مرا برداری و روی سرت بذاری، اخه نمی تونم راحت برونم، اذیتم می کنه. روز بعد روزنامه ها نوشتن : برخورد یک موتورسیکلت با ساختمانی حادثه افرید.در این سانحه که بدلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری در گذشت مرد جوان از خالی شدن ترمز اگاهی یافته بود پس بدون این که زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت و خواست برای اخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند )

این ارسال را بازنشر کرده است.