امیر رباب پور درخشان
من دعا میکنم که خودمان نه، همه مردم جهان در روز قیامت به بهشت بروند.
امیر رباب پور درخشان
ضدحال یعنی: 2ثانیه دیر برسی سر ایستگاه و اتوبوس جلو چشات حرکت کنه!
امیر رباب پور درخشان
درود خدمت همه دوستان گرامی
امیر رباب پور درخشان
دنیای مجازی چیست؟ روزی با عجله و اشتهای فراوان به یک رستوران رفتم.مدتها بود می خواستم برای سیاحت از مکانهای دیدنی به سفر بروم. دررستوران محل دنجی را انتخاب کردم، چون می خواستم از این فرصت استفاده کنم تا غذایی بخورم و برای آن سفر برنامه ریزی کنم.فیله ماهی آزاد با کره، سالاد و آب پرتقال سفارش دادم. در انتهای لیستنوشته شده بود: غذای رژیمی می خورید؟ ... نه نوت بوکم را باز کردم که صدایی از پشت سر مرا متوجه خود کرد:- عمو... میشه کمی پول به من بدی؟ فقط اونقدری که بتونم نون بخرم- نه کوچولو، پول زیادی همراهم نیست.- باشه برات میخرم صندوق پست الکترونیکی من پُر از ایمیل بود. از خواندن شعرها، پیامهای زیبا و همچنین جوک های خنده دار به کلی از خود بی خود شده بودم. صدای موسیقی یادآور روزهای خوشی بود که در لندن سپری کرده بودم.عمو .... میشه بگی کره و پنیر هم بیارن؟آه یادم افتاد که اون کوچولو پیش من نشسته.- باشه ولی اجازه بده بعد به کارم برسم. من خیلی گرفتارم. خُب؟غذای من رسید. غذای پسرک را سفارش دادم. گارسون پرسید که اگر او مزاحم است ، بیرونش کند. وجدانم مرا منع می کرد. گفتم نه مشکلی نیست.بذار بمونه. برا
امیر رباب پور درخشان
علف باید به دهن بزی شیرین بیاد! میگفتن علف باید به دهن بزی شیرین بیاد یه عمری خودمونو کشتیم شیرین ترین علف دنیا بشیم غافل از اینکه اصلا طرف بز نبود . . . گاو بود به خوردن مقوا عادت کرده بود!
امیر رباب پور درخشان
آدم ها فقط آدم هستند، نه بیشتر و نه کمتر ... اگر کمتر از چیزی که هستند نگاهشان کنی آنها را شکسته ای ... و اگر بیشتر از آن حسابشان کنی، آنها تو را می شکنند.... بینِ این آدم های آدم، فقط باید عاقلانه زندگی کرد؛ نه عاشقانه ...
امیر رباب پور درخشان
هميشه ما زن و مردها ملاقاتي هم هستيم, پشت ميله هايي كه ما دو جنس را از هم جدا كرده اند!
امیر رباب پور درخشان
دکمه پاور مغز توی دماغه واسه همینه که وقتی انگشت میکنی تو دماغت میری تو فکر
امیر رباب پور درخشان
سلام به همه دوستان عزیز شب همه گی خوش و خرم مرسی از دوستانی که در میتینگ بودن و شرکت کردند لذت بردم از این که لحظاتی با شما بودم
امیر رباب پور درخشان
با دوستم رفته بودیم استخر غریق نجات اومده میگه:میخواین شنا کنین؟ پ نه پ!اومدیم تو آب حل بشیم به عنوان املاح معدنی مردم استفاده کنن!