دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ﬡᖲᗩᖇᗩ

شاید انتخاب اول کسی نباشم اما انتخابی بزرگم . شاید ثروتمند نباشم اما ارزشمندم . تظاهر به کسی که نیس... درباره »
ﬡᖲᗩᖇᗩ
زن - مجرد
امتیاز: 6018

دنبال‌شدگان

(1058 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(690 کاربر)

گروه‌ها

(26 گروه)

بازدید

ﬡᖲᗩᖇᗩ
Favim.com-beautiful-girl-sad-322977.jpg ﬡᖲᗩᖇᗩ

با یک عالمه از ؛ انتظار دارم به برسم ! از اول هم محال بودند ... !

سعید
سعید

سلام یکی بیاد منو بچلونه از بس که خیس شدم

ﬡᖲᗩᖇᗩ
ﬡᖲᗩᖇᗩ

سلام سلام 50 تا تلنگر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آخه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ﬡᖲᗩᖇᗩ
ﬡᖲᗩᖇᗩ

میان این همه نوشته های مجازی دلم برای طعم یک سطر دست خط واقعی تنگ شده ست!!!

سعید  ایروانی
سعید ایروانی

@ﬡᖲᗩᖇᗩ

ﬡᖲᗩᖇᗩ
5o5rvq672kwuxtmu832.jpg ﬡᖲᗩᖇᗩ

تو هم مثل منی انگار از این دل تنگیا داری

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
توسط موبایل

کاور پروفايلم رو دوس ميدارم

ﬡᖲᗩᖇᗩ
a0a066d70e2.jpg ﬡᖲᗩᖇᗩ

دلم او را میخواهد و اندکی نگاه مبهم و عاشقانه اش را... سر به زیر بردن و نگاه اجباری به دستانش.. هرز گاهی نگاه زیر چشمی به چشم هایش... تـــــــــــــــــــــــــــــــــلافی نگاه... گره خوردن ولبخند دزدکی نگاهش...

از یاد رفته...
از یاد رفته...

دوستان من دارم میرمخدانگهدار همگی

چق خوشگلی تو!! :)
چق خوشگلی تو!! :)

معما شخصي در يكي از سر زمين هاي غربي با خرسي مواجه شد.در حالي كه هر دو ترسيده بودند شروع به فرار كردند.خرس به سمت غرب و مرد به سمت شمال. در نقطه اي مرد ناگهان ايستاد و تفنگش را به طرف جنوب نشانه رفت و خرس را مورد هدف قرار داد. به نظر شما خرس چه رنگي داشته؟ شايد اين نكته به شما در رسيدن به جواب كمك كند.اگر خرس 14/3بار سريعتر از مرد به سمت غرب بدود.مرد ميتواند به راحتي از جلو به او شليك كند.گرچه براي به غنيمت بردن خرس او مجبور خواهد بود به جنوب برود.

از یاد رفته...
از یاد رفته...

دوستان ماشین و موبایلمو عوض کردم

DaNi
cherikgraphic_03191552.jpg DaNi

در شب «عملیات والفجر 10»، به سمت سه راهی دجله پیش می رفتیم، آتش دشمن لحظه ای قطع نمی شد و آرزوهای مجتبی شنیدنی تر شده بود، تیربارها مانند بلبل می خواندند، مجتبی تیر خورد، گلوله گرینف بود. گرینف گلوله عجیبی دارد، تیرخورد به بازوی مجتبی، بالای آرنج، دست مجتبی را خرد کرد و گلوله عمود فرو رفت به پهلوی مجتبی، بازوی مجتبی شکست، پهلویش را شکافت... ادامه در

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

خدایی یکی به من بگه من تلخ مینویسم ؟ اصلا نوشته ی من طمع داره؟ جواب بدید خواهشا !