یه #حرفایـــی رو بایـــد تا ابـــد ته دلـــت نگـــه داری، مثـــه یه #راز می مونـــن، بین #خـــودت و خـــودت، و حـــال این روزهای مـــن، و #ناگفتـــه های این روزهام از همین حـــرف هاست، این جور وقتا #نیـــاز نـــداری کسی درکـــت کنه، همیـــن که خـــودت، خودتـــو بفهمی کافیـــه و من با همه چیز کنـــار اومدم... امیـــدوارم اون هم کنـــار بیاد باهاش ... امیـــدوارم اونم #آروم شه ...
#تـــنها تر از اونــــی که بــودم شدم ... اون #فراموش کردهـ ..... کســــــی که غرورم رو براش #خاکــــــ کردمـ .... اون فراموش کـــرد کــــه چقدر منُ به #محبتش عادت دادهـ و من نمیتونــم وقتــــی داغونم چیزی جــــز قربـــون صدقه و مدارا ازش ببینــــــم ... و اون فــــــراموش کــــرد که من #حالـــــم بده و بدخلق شدم ولی بهش نیـــــاز دارم بیشتر از همیــــشه و اگه #نیاز نداشـــــــتم فقط به اون نمیــــــگفتم ... و اون خیلی چیـزای ِ دیگه رو یک جا فراموش کرد ... فرآموش نمیکـــنم تو این روزآ رو ....