بیتـا
پیــراهن سفید تا روی پایش میرسید .. بافـهها روی دو پستـانش بود ...
بیتـا
اونایی که آهنگای قدیمی رو بازخوانی میکنن ...
بیتـا
توسط پیامک
بعد اینکه این کولـر فلان فلان شدمون خیلی از خودش بوو در میکنه! ... گفتم که مطلع باشید .. با تشکــر
بیتـا
لیـوان رو گرفته بود دستش .. شراب سرخِ سرخ بود و درد حالـا داشت ته نشین میشد ..
بیتـا
تـوو سینـهها ، پیچیـده خـاک .. عقیـدهها ، اسـیرِ باد .. این شده تصویـرِ دلم از شهــرِ مــن ..
بیتـا
یکی دیگـه از اعترافاتم اینه که از خاطـره نوشتن متنفـرم ! ...
شازده احتجـاب
14 سال و 3 ماه و 1 ساعت و 24 دقيقه قبل