يه سلام البالويي به تو که خيلي هلويي يه سلام توت فرنگي به تو که خيلي قشنگي يه سلام پرتغالي به تو که خيلي باحالي............سلام به همه داداشی ها و خواهری های خودم
نقل است هرگاه کامیون شیخ گازائیلش از حد برون می بشد و آن هنگام که شیخ بر ایشان گازوئیل سوپر می بریخت این ملعون چون چهارپایی رم بکرده و افسار پاره همی می بکرد، تصویر زیر جمعی از مریدان را در حال رام کردن این ملعون نشان همی دهد.
یا ایُوهَل دنبالریـــــون .. عَجـِلوا باالجَنگـــــــ چهره ی 6 تن از کارکنان پلیس دنبالر فاش گشت ... حــــــــــــــــــــملـــــــــــــــــــــــه کنیـــــــــــــــــــــــد انتقام مسدود شده ها و پست هایِ پاکیده شده و صد البته اخطار هاتون رو بگیرید
شاعر می فرماید درد و بلات قوصه هات ب جونم نذار بیشتر ازین چش برات بمونم محمد داشه من اینجا همه باهم دوستن نمونش الان می خوای بری ب من لایک بدی و دنبالم کنی
اگه خودمو لوس نکنم
اگه باهات قهر نکنم و ناز نکنم
اگه وقتی چشات میچرخه از حسودی دیونه نشم
اگه از نظر دادنات خوشحال نشم
اگه به خاطر تو به خودم نرسم
اگه سر به سرت نذارم
اگه برات گریه نکنم
اگه وقتی پاستیل میبینم پیرهنتو نکشم
اگه لب و لوچه آویزون نکنم تا بغلم کنی
اگه بهت نگم آقامون
اگه برات مظلوم بازی درنیارم
اگه از سرو کولت نرم بالا
اگه برات عشوه نیام
اگه گوشتو نپیچونم و نگم تو فقط مال منی
اگه ناغافل دستاتو نگیرم
اگه وقتی کار بدی کردم با ترس بهت نگم
اگه لج بازی نکنم
اگه ...
اون موقع که تو دیگه دیوونم و عاشقم نمیشی!
تو عاشق اینی که من یه خانم کامل باشم!خانم تو!
اممما!!!
تو پسری!
اگه برام غیرتی نشی
اگه روم حساس نباشی
اگه ته ریش نداشته باشی
اگه باهام مهربون نباشی
اگه بهم اخمای کوچولو نکنی
اگه وقتی شالم رفت عقب نگی اونو بکش جلو
اگه دستمو محکم نگیری
اگه نگی هرکاری کردی راست بگو تا ببخشمت
اگه سر به سرم نذاری
اگه قربون صدقم نری
اگه نگرانم نشی
اگه بهم نگی عروسک من
اگه نگی من مهمم که میگم خوبی
اگه...
اونوقت منم دیوونه و عاشق تو نمیشم تا اونکارارو برات نمیکنم!من تورو مرد میخوام!مرد تو!
پس بیا و مرد باش!
ابرو برندار!دماغت عمل نکن!
لوس حرف نزن!
من و تو همون آدم و حواییم!بیا جاهامونو عوض نکنیم!
من لطافت نگه میدارم تو صلابت
تو نگاهتو نگه دار منم نجابتمو
بیا سعی کنیم بهترین هم باشیم!
من بهترین دختر واسه تو!
تو بهترین پسر واسه من!
میدونم شاید نشه حداقل سعی که میشه کرد!
قبول؟؟
@ﬡᖲᗩᖇᗩ آقو ما يه روز سرما خورديم شبش 40درجه تب کرديم!هرچي به خونواده گفتيم آقو مارو ببرين درمونگاه گوش نکردن گفتن بيايم از اي وضعيت استفاده بهينه کنيم،مارو گذاشتن وسط اتاقو به عنوان بخاري!شيلنگ گازمونو به صورت غير اصولي وصل کردن نصف شب يه بادي از ما در رفت کل خونواده دچار گازگرفتگي شدن همه شون مردن!ها ها ها...داغون شدنا له له شدن!آقو از کل خاندان "ساده" فقط ما باقي مونديم پدر جدمون ديد نسلش داره منقرض ميشه نصف شب اومد تو خواب ما مارو به حد مرگ زد!ها ها ها...از خواب که بيدار شدم 16تا از دنده هام شکسته شده بود!آقو همسايه ها جمع شدن مارو ببرن بيمارستان همه سوار ماشين شدن مارو يادشون رفت سوار کنن ما تا بيمارستان دنبال اي ماشينو دوئيديم!تا رسيديم پليس راهنمايي و رانندگي اومد مارو بخاطر سرعت غير مجاز گرفت برد پارکينگ! الآن ما 11ساله تو اي پارکينگو خوابيديم هيشکي نمياد دنبال ما!ها ها ها....يني چنان داغونما له له هستم الآن!
@aloNE** آقو ما يه روز تو خونه نشسته بوديم اي خانوممون داشت لباسارو مينداخت تو ماشين لباسشويي...يهو برگشت پرسيد:ساده،تو به خاطر خوشگليم باهام ازدواج کردي يا اخلاق خوبم؟مام گفتيم:خانوم فکر کنم واس اي اعتماد به نفست!آقو ما اينو گفتيم مارو هم با لباس چرکا انداخت تو ماشين لباسشويي!يني اي دکمه شو که زدا يکي از شيرينترين و فرحبخشترين لحظات زندگي ما شروع شد!ها ها ها...انقد چرخيديم انقد چرخيديم جاي مغز و قلبمون عوض شده الآن 2ساله ما شکست عشقي که ميخوريم سکته مغزي ميکنيم!فکر ميکرديم تو اي ماشينو ميميريم ولي متاسفانه از بد روزگار زنده مونديم...ولي ميگن گر ز حکمت ببندد دري ز رحمت گشايد در ديگري...خانوممون به جاي "رنگين تاژ" اشتباهي "سپيد تاژ" ريخت ما سفيد شديم تو خيابون مامورا مارو با "مايکل جکسون" اشتباه گرفتن مارو بردن به جرم "انجام حرکات موزون" 36سال حبس واسمون بريدن! آقو رفتيم درخواست تجديد نظر داديم ازمون آزمايش DNA گرفتن واس تشخيص هويت به اين نتيجه رسيدن که ما خود جنيف لوپزيم!36سال حبسمون شد 14بار اعدام و 3بار سنگسار!ها ها ها....يني داغونما!
@♪♫♪ یــا ســ C ـــی ♪♫♪ آقو ما يه بار سيزده بدر در جنگل هاي اندونزي بوديم...ظهر که خواستيم بخوابيم دهنمونو باز گذاشتيم يه تمساح اومد تو دهن ما تخم گذاشت رفت! يه ربع بعد جنگلبان اومد اي تخمارو تو دهن ما ديد فکر کرد ميخوايم بخوريمشون مارو بيدار کرد اسلحه کشيد رو ما آقو ما هل شديم اي تخمارو قورت داديم! ظاهراٌ معده ما داراي دما و فشار مناسبي بود اي بچه تمساحا به دنيا اومدن گرسنه شون شد همون تو شروع کردن به خوردن اعضاي بدن ما!ها ها ها...بعد از سه ساعت که تمام شکم مارو خالي کردن راه خروجي(!) رو پيدا کردن اومدن بيرون ديديم اومدن جلوي ما نشستن به ما ميگن مامان! آقو مادر اينا برگشت ديد اينا مارو مامان صدا ميکنن حسادتش گل کرد اومد بخش بيروني بدن مارو هم خورد!ها ها ها...يني من در اين حادثه به طور کلي از بين رفتم ها...!
@امیر (رهگذر) آقو ما ديروز با دوتا از دوستامون تو خيابون بوديم يهو شاشمون گرفت...رفتيم تو يه کوچه يه ديوار گير آورديم گفتيم رو همين ميشاشيم...نگو ديوار دفتر رياست جمهوري بود! آقو يهو 12تا الگانس مامور ريخت تو کوچه!...يکيشون گفت:شماها دارين چه غلطي ميکنين!؟يکي از دوستامون گفت:من داشتم رو ديوار مينوشتم مرگ بر آمريکا! اون يکي گفت:من داشتم مينوشتم مرگ بر اسرائيل! بعد طرف برگشت به ما گفت:تو چي نسناس!؟ما هر چي فکر کرديم هيچ شعاري يادمون نيومد گفتيم:کاکو ما اصلا سواد نداريم...بيا خودت اينو بگير هرچي دلت ميخواد بنويس!آها ها ها...آقو مارو بردن انقدر زدن انقدر زدن که از آشوب 88 تا ترور دانشمندان هسته اي همه رو گردن گرفتيم! ها ها ها...خدا بخواد تا دو سه روز ديگه اعداميم!
@نیلوبانو ^_^ آقو ما يه بار سک سکه مون گرفته بود،بابامون براي اولين بار در عمرش خواست يه لطفي در حق ما بکنه سک سکه مارو بند بياره،رفت از تو انباري يه اره برقي آورد که مارو باهاش بترسونه...آقو گرفت اين اره رو روشن کرد افتاد دنبال ما!ما همينجوري جيغ ميزديم فرار ميکرديم....بعد از يه ربع که ديديم سک سکه مون خوب شده برگشتيم گفتيم بابا تموم شد،خاموشش کن....ولي متاسفانه پدر ما دچار يک هيجان کاذبي شده بود نميتونست ادامه نده!آقو بعد از دو ساعت و نيم تعقيب و گريز بالاخره مارو گير آورد از کمر نصفمون کرد!نيم تنه پاييني مونو انداخت تو کوچه گربه ها اومدن خوردن،ظاهراٌ پروتئينهاي بدن ما با آنزيمهاشون سازگار نبود همشون مردن! از اونجايي که علاقه باباي ما به گربه هاي کوچه خيلي بيشتر از علاقه ش به ما بود از دست ما عصباني شد گرفت تنها نيم تنه باقي مونده از مارو هم از وسط به دو قسمت تقسيم کرد! من الآن 34ساله دوتا يک چهارمم! ها ها ها ها ها.....يني اي پدر ما اون روز پدري رو بر ما کامل کرد ها!
ایوهل سرتق
همانا تورا دوست محدثه رجبی یافتم
اوتورا ب سوی ما همی هدایت نمود 
13 سال و 1 ماه و 13 روز و 5 ساعت و 30 دقيقه قبلبلی شیخ او همی مرا بسوی دونبالر فرا
خواند وگرنه ما چه میدانیم این جنگولک بازیها دگر چیست
13 سال و 1 ماه و 13 روز و 5 ساعت و 26 دقيقه قبل
خدا خفه ات نکند دخدر 
13 سال و 1 ماه و 13 روز و 5 ساعت و 14 دقيقه قبلشما مرحمت دارین
13 سال و 1 ماه و 13 روز و 5 ساعت و 11 دقيقه قبل
13 سال و 1 ماه و 12 روز و 21 ساعت و 51 دقيقه قبل