دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ممد
مرد
امتیاز: 3688

دنبال‌شدگان

(360 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(441 کاربر)

گروه‌ها

(34 گروه)

بازدید

ممد
ممد

نقل است روزی شیخنا در صدد انگولک یکی از مریدان برآمدی . دست در خشتک خویش فرو بردی و چرخی بدان دادی تلفن همراه خویش در آنجا بیافتی و بر شماره مرید منظور اس ام اس دادی که " سلام میتونم شماره تان را داشته باشمی ؟ " مرید مذکور عقلش نکشیدستی و اس دادی که " نه نتانستی ... ، اصلا شما چه کسی باشی، من بر ناآشنایان شماره ندهمی" . . . . . . . . و شیخ ریپلای دادی که "ای احمق اگر شمارتو نداشته بودمی چه طور به تو اس دادمی ؟؟" . . . . . . . . . . . . . در داستان ها آمده است که شیخ از طریق گوگل ارث مکان موبایل مرید را پیدا کردی و چیزی جز یک خشتک جر خورده در آنجانیافتی ... !!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
ممد
ممد

دقت كنيد كه اگر درحين رانندگي در شب مورد اصابت تخم مرغ به شيشه جلو قرار گرفتيد از زدن برف پاك كن و پاشيدن آب به شيشه بپرهيزيد!!زيرا تخم مرغ با آب مخلوط شده و بصورت يك مخلوط شيري مي گردد كه تا 92.5 درصد ديد شما رااز بين مي برد سپس شما مجبور به توقف در كنار جاده ميشويد و در اين موقع تبديل به يك قرباني براي دزدان خواهيد شد اين يك تكنيك جديد مورد استفاده توسط دزدان است اخيرا سه مورد از اين گونه سرقت در جاده هاي اطراف تهران گزارش شده است. لطفاً قضيه را جدي گرفته و موضوع را براي تمامي دوستان حتي كساني كه رانندگي نمي كنند نيز بفرستيد

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
★★★M@S!h★★★(◕‿◕)
e046866d9eeeadb2fae41aacc4172c48-430 ★★★M@S!h★★★(◕‿◕)

به نظر شما این ساندویچ از گلو پایین میره؟

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ممد
ممد

روزی گذر شیخ بر بلاد افغانستان فتادی،هوا رو به تاریکی گذارد و شیخ در دل سیاهی شب گرفتار بشد. ناگهان شیخ خویش را در محاصره"طالبان" بدید. فرمانده طالبان روبه شیخ گفت:ای شیخ پارسی آیا از برای استمداد ما و جهاد با کفار آمدی؟ شیخ با خود گفت بلاشک اگر بگویم نه این دیوانگان دانه دانه ریشهایم بکنند و خشتکم سلاخی کنند.پس از سر دانایی فرمود: آری امدم تا شریعت اسلامی همی اجرا کنیم. طالبانیان نعره براوردند وشعار دادند: "ایسلام زینده باد،آمریکی مورده باد". فرمانده طالبان شیخ در آغوش گرفت ودر همان حین کمربند انفجاری بر کمر شیخ ببست و گفت شهادتت مبارک برادر! شیخ اشهد خویش بخواند و با خود گفت همانا شیخی مضخرفترین شغل است که درنهایت ادم را به فنا دهد! و ضامن انفجار بفشرد......... لحظه ای بعد شیخ به خیال اینکه در بهشت است چشمانش گشود و دید همانجا هست که بوده و نمرده!صدای خنده شنید برگشت و دید طالبانی در کار نباشد همانا مریدان هستند که شیخ را سرِ کار گذاشته اند!! پس شیخ فحش ناموسی را چون رگبار بر سر مریدان فرو آورد و به دنبال آنان تا قندهار بتاخت

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
^`~اقاقیا( پاییز) ~`^
^`~اقاقیا( پاییز) ~`^

@ممد بچه گزارش کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خدا می دونه تا حالا چند تا از اینا گرفتی اخراجی.. مملی

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر  (رهگذر)
lln.JPG امیر (رهگذر)

@ممد فقط همينو بگم: اي تو روحـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت ممد...رهگذر

این ارسال را بازنشر کرده است.
ممد
ممد

معجزه شیخ +18

این ارسال را بازنشر کرده است.
ممد
ممد

مریدان پرسیدند یا شیخ ما از ننه خویش قهر نمودیم و میخواهیم آواز بخوانیم و نغمه سر دهیم،نام آلبوم را چه بگذاریم که بهتر جواب دهد؟ شیخ فرمود: آلبوم دیگر کهنه گردیده و بی فایده است،بهتر است به [!] بوک رفته و پیج بسازید هم بی خطر باشد،هم خواهر مادرتان کمتر مورد عنایت قرار میگیرند مریدان نعره زنان به کافی نت رفتندی و هریک پیجی بساختندی و پس از چندی رخت مریدی بکندندی و برای خویش شاخی بشدندی

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ممد
484304_378182185603311_749976379_n.jpg ممد

شیخ در راه همی بود که دخترکی بدید بسیار ظریف که کشف حجاب بکردی و خرامان خرامان طی طریق مینمودی!!! آلارم امر به معروف شیخ بصدا در آمدی و عبای خویش از تن به در کردی و بر دخترک بیانداختی و وی را به جهت نهی از منکر به منزل خویش ببردی! چون به پستو شدندی شیخ شروع به عن درزگویی کردی و مدام از خویشتن خویش پند برون کردی که دختر گلی چون تو حیف نباشد اینگونه از منزل برون گردد و گوهر حجابش را با خود به همراه نداشته باشد... آنگاه شیخ خود را به دخترک نزدیکتر نمودی آرام دست بر شانه وی بیانداختی و یواش از وی بپرسیدی که دختر نازم آیا به بلوغ رسیده ای و عادت ماهیانه میگردی و کم کم دست را از شانه بر پای دختر کشید و کم کم .... چون دست شیخ جلوتر برفت دیگر جلوتر نرفت! و مانعی قطور بر سر راه خویش بدید و چون بیشتر مکاشفت نمود دخترک را پسرک و آنگاه مردک بدید و .... نقل است که شیخ 14 روز مدام و بی وقفه نعره میزد و خشتک میدرید و ناموس مسببین ترویج این فرهنگ را مورد خطاب قرار میدادی تا اینکه سرانجام عمه یکی از مسببین در مقام پاسخ برآمدی و شیخ را از بحران خارج نمودی..

این ارسال را بازنشر کرده است.
رضوان
رضوان

@ممد باور کن آخر ضد حال بود

این ارسال را بازنشر کرده است.
ممد
1002774_639346352742748_654608343_n.jpg ممد

پسری دختر زیبایی رو تو خیابون دید.... شیفته اش شد .... چند ساعتی باهم تو خیابون قدم میزدند ... که یهویه مازراتی جلوی پاشون ترمز کرد . . . دختره به پسر گفت : خوش گذشت اما من همیشه نمیتونم پیاده راه برم .... کار نداری؟!! بای ...! دختره نشست تو ماشین راننده بهش گفت : خانوم ببخشید میشه پیاده بشی؟ ... من راننده این اقا هستم !!!!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.