reza
سعید مرتضوی متهم اصلی حادثه کهریزک به 5 سال انفصال از خدمات دولتی و انفصال دائم از خدمات قضایی و 200 هزار تومان جریمه محکوم شد
reza
اگر مراد تو این است بی مرادی من ... تفاوتی نکند چون مراد یار من است
reza
تو نباشی من از آینده ی خود پیرترم ... از خر زخمیِ ابلیس زمین گیر ترم
reza
هر کس به تماشایی رفتند به صحرایی ... ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی
reza
ماه مرداد بي تو مي گذرد حيف اين هفت تيـر خالي نيست ... من خودم پيش پيش مي ميرم ديگر اين قدر ماشه را نچكان
reza
آن که پُر نقش زد این دایره مینایی ... کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد
reza
ترسم که نمانم من از این رنج دریغا ... کاندر دل من حسرت روی تو بماند
reza
دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مُغانم ... با کافران چه کارت گر بُت نمی پرستی
reza
باز آمَدنت نیست چو رفتی رفتی
reza
نِی نِی که هم او بود که می گفت: اناالحق در صوتِ الهی ... منصور نبود آن که بر آن دار بر آمد نادان به گمان شد
reza
تصعید لاله گوش با جیغ های رنگی ... شک و شروع انکار سیگار پُشت سیگار
reza
به ناکجا برسیم از کجا ادامه دهیم ... در ایستگاه سر شب قطار را بکنیم
reza
تا صبح گريه می کنم در عطر موهايت ... سر را که بالا می کنی من را نمی بينی؟
به ساعت نگاه میکنم
12 سال و 10 ماه و 23 روز و 21 ساعت و 12 دقيقه قبلحدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....