reza
کاریکاتوری که باعث بستن روزنامه شرق شد
reza
دوستای عزیز اگه هیلتر شکن دارید حتمن برید و اینُ ببینید ... عکسهای قشنگی از کشور قشنگمون
reza
اگر بر جای من غیری گزیند دوست,حاکم اوست...حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم
reza
رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست تو را ... التفاتی به اسیران بلا نیست تو را
reza
می جوش می زند به دل خم بیا ببین ... یادی اگر ز خون سیاووش می کنی
reza
سرباز نه کشت هیچ کس را و نه مُرد! ... نه دل به شب ِ گلوله و مرگ سپرد ... تنها به بغل گرفت عکسی را… بعد ... یک پارچه ی سفید را بالا برد
reza
شب بود و ترافیک و غم سنگینی ... شب بود و ترافیک و غم سنگینی ... مردی خود را دو بار پایین انداخت ... از روی پل هوایی غمگینی
reza
با همین دیدگانِ اشک آلود ... از همین روزنِ گشوده به دود ... به پرستو به گل به سبزه درود
به ساعت نگاه میکنم
12 سال و 10 ماه و 22 روز و 2 ساعت و 23 دقيقه قبلحدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....