دوستان لطف کنید این موضوع رو تموم کنید ... ممنون از توجه تون ... قابل توجه همه دوستان ، من توی یه کاری که بهم مربوط نمیشد دخالت کردم و بعدش هم پی به اشتباهم بردم ... الان هم تموم شده .... خواهشا این آخرین دیدگاه باشه ....
يك روز 3 تا دراكولا نشسته بودند اولي گشنش شد گفت من رفتم چيزي بخورم. بالهاشو باز كرد و رفت و بعد از 5 دقيقه برگشت تموم دهانش خون آلود بود دوستاش گفتن كجا رفتي؟ گفت اون ساختمون بلند را ميبينيد؟ گفتند آره گفت رفتم طبقه سوم يك دختر خوشگل آنجا بود خونشو خوردم. دومي دهنش آب افتاد و گفت: ما هم رفتيم و بال زد رفت و بعد از 5 دقيقه برگشت دهنشو صورتش پر از خون بود. بقيه گفتن كجا رفتي؟ گفت اون ساختمان بلند اولي هيچي اون برج بلند دومي را ميبينيد؟ گفتند آره. گفت:رفتم اونجا دو تا دختر خوشگل بودن خون هر دو تاشون رو خوردم. سومي كه ترك بود ديد عجب كم آورده هيچي نگفت و بال زد و رفت. 20 دقيقه گذشت اون دو تا ديدند دراكولا تركه آمد آقا سر تا پا خون. فكشون كش آمد گفتن: بابا ايولا كجا بودي؟ تركه گفت: وللا اون ساختمون بلند اولي هيچي اون برج دومي هم هيچي اون برج سومي رو ميبينيد؟ اون دوتا گفتند: آره. تركه گفت: خوب من نديدم....!
are azize delammmmmmmmmm to mituniiiii dige ziad inja naya be man ghol bede
15 سال و 15 ساعت و 43 دقيقه قبلباشه گلم هر روز نيم ساعت ميام
15 سال و 15 ساعت و 42 دقيقه قبل توسط موبایل