دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

الهام

عضو گروه b.s.g / درباره »
الهام
زن - مجرد
امتیاز: 4000.05

دنبال‌شدگان

(820 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(765 کاربر)

گروه‌ها

(65 گروه)

بازدید

الهام
الهام
توسط موبایل

گلوم درد ميكنه افتضاح

محمدعلی
محمدعلی

قیافه سجی قبل از کتک | درحال کتک خوردن | بعد از کتک خوردن @ســجـی و @الهام

aynor
d985db8cd8afd8a7d986-d986d8aed984-d8a7d987d988d8a7d8b2.jpg aynor

شهر اهواز با ۲۰۰۰۰ هکتار مساحت، چهارمین شهر وسیع ایران پس از تهران و مشهد وتبریز میباشد...

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهام
الهام
توسط موبایل

من ميرم بخوسم. .......بازم ميگم از سجاد خجالت نكشيناااااااااااااااا.........هرچقدر دوس دارين بزنيتش

الهام
الهام
توسط موبایل

ميگم خوف شد سجاد مدير شدا از اون يكى مديرهاااا خجالت ميكشيم ولى اين و بيخيال خجالت نداره از خودمونه....@saji

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
الهام
الهام
توسط موبایل

سرعت افتضاحه........مديران كجاااااااااااان؟؟؟؟؟؟؟؟؟@saji

ســجـی
ســجـی

اعتراف میکنم سوم دبیرستان معدل کتبیمم تشدید شدم شدم 9.13

محمدعلی
محمدعلی

حتما باید تک تکتون رو تو خصوصی دعوت کنم تا بیاین عضو شید؟؟؟؟ ها؟؟؟ الی هنو عضو نشدی؟ ؟؟؟؟ @الهام

الهام
الهام
توسط موبایل

با مدرسمون در ماه پيش رفته بوديم مشهد ساعت ٢ نصفه شب بود ماهم حوصلمون سر رفته بود رفتيم يكى يكى در كوپه ها رو زديمو گفتيم نمااااااااز نمااااااز .......حالا همه بيدار شدن و مهمان دارا گفتن نه برين بخوابين دو ساعت مونده همه عصبي رفتن خوابيدن....يه دفعه مديرمون دور كوپه رو باز كردو گف من غلط كردم شمارو آوردم ......يعني چي چرا فكر ميكنن هر شلوغ كاريو ما ميكنيم

الهام
الهام
توسط موبایل

عجب روزگارى شده ادم به پسرعموى پسر دايى همسايشم نميشه اعتماد كرد

الهام
الهام
توسط موبایل

زشته ادم روزه تولدش قهر كنه

الهام
الهام
توسط موبایل

زندگی یعنی نا خواسته به دنیا امدن-مخفیانه گریستن-دیوانه وار عشق ورزیدن -ودر حسرت آنچه که دل می خواهد و منطتق نمی پذیردسوختن

الهام
الهام
توسط موبایل

زن مانند شیشه ی ظریف و شکستنی است هرگز توانایی مقاومت او را نیازمایید، زیرا ممکن است شیشه ناگهان بشکند .

الهام
الهام
توسط موبایل

يادش بخير يه بار به پسرعموم زنگ زدم گفتم از بچه هاى دانشگاتم حيونكى اونقدر ذوق كرده بود كه نگو يكم سركارش گذاشتم بعدش گفت كجا ببينمت وقتى ادرسه خونمونو گفتم حيونكى از ترس گوشيشو خاموش كرد