دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

الهام

عضو گروه b.s.g / درباره »
الهام
زن - مجرد
امتیاز: 4000.05

دنبال‌شدگان

(820 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(765 کاربر)

گروه‌ها

(65 گروه)

بازدید

محمدعلی
227929.jpg محمدعلی

بیوگرافی یـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاس (دیدگاه)

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
محمدعلی
محمدعلی

از جومونگی بگم که شده سمبل رشادت ، ایران شده براش صندوق تجارتــــ

این ارسال را بازنشر کرده است.
محمدعلی
محمدعلی

از چی بگم از بچه های پایین شهر ، که غذا واسه خوردن دارن ماهی یه شب؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
محمدعلی
محمدعلی

پس هنرمند وطن الان کجاست؟ نیست؟ اون تو زیر زمین میخونه چون مجاز نیست

این ارسال را بازنشر کرده است.
arman
arman

روزی لئون تولستوی در خیابانی راه می رفت که ناآگاهانه به زنی تنه زد. زن بی وقفه شروع به فحش دادن و بد وبیراه گفتن کرد . بعد از مدتی که خوب تولستوی را فحش مالی کرد ،تولستوی کلاهش را از سرش برداشت و ... محترمانه معذرت خواهی کرد و در پایان گفت : مادمازل من لئون تولستوی هستم . زن که بسیار شرمگین شده بود ،عذر خواهی کرد و گفت :چرا شما خودتان را زودتر معرفی نکردید؟ تولستوی در جواب گفت : شما آنچنان غرق معرفی خودتان بودید که به من مجال این کار را ندادید

این ارسال را بازنشر کرده است.
Jangal
Yaaas.jpg Jangal

تو هم مث منی ، تو هم کم درد نداری... درد اصلیت اینه که تو هم درد نداری... من کسی نیستم با این زخما دردم بگیره...ولی این اشکها رو کی می خواد گردن بگیره [لینک]

این ارسال را بازنشر کرده است.
پرسپولیس
پرسپولیس

مدیر عامل پرسپولیس هنوز کارشناس معروف ایران حاج رضایی رو نمیشناسه و اسمشُ محسس بیان میکنه چطور میخواد مشکلاتِ باشگاه بزرگِ پرسپولیس رو برطرف کنه خدا میدونه

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
malusak lady
Rosha Zeyghami 1.jpg malusak lady

عکس های روشا ضیغمی [لينک]

این ارسال را بازنشر کرده است.
فقط نی نی
2342234.JPG فقط نی نی
توسط محمدعلی

اینم خوشگل دایی... عزیزم ... قررررربونش برم من

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهام
الهام
توسط موبایل

دختری ازدواج کرد و به خانه شوهر رفت ولی هرگز نمی توانست با مادرشوهرش کنار بیاید و هر روز با هم جرو بحث می کردند… عاقبت یک روز دختر نزد داروسازی که دوست صمیمی پدرش بود رفت و از او تقاضا کرد تا سمی به او بدهد تا بتواند مادر شوهرش را بکشد! داروساز گفت اگر سم خطرناکی به او بدهد و مادر شوهرش کشته شود، همه به او شک خواهند برد، پس معجونی به دختر د...........در دیدگاه..............

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Jangal
Jangal
در سوتی

یکی بود یکی نبود، یه روز یه نیمایی @Jangal بود که داشت با وحید @VAHID میرفت مغازه(محل کار نیما) تو راه قرار میزارن که با بچه ها برن ،وحید هم خیلی استقبال میکنه، بعد که میرسن مغازه مازیار هم میاد. بعد از چند دقیقه فرشاد @فرشاد و مصطفی هم میان ( دقیقا تو همون روز تموم دوستان نیما می خواستن جمع بشن مغازه) بعد از کلی صحبت موقع رفتن وحید و مازیار، نیما میگه آقا بیاید از الان تاریخ رو مشخص کنیم که کی بریم مثلا همین ماه... بعد از گفتن این حرف یه هو همه ی چشم ها شون درشت میشه بعضی ها می خوان شروع کنن به خندیداً.... یه هو نیما میگه نمیگم که 5 روز بریم ،میگم بین حرکت کنیم ...بله دیگه اونوقت بود که همه شاخاشون در میاد و دارن رو زمین به خودشون میپیچن که تازه نیما 2زاریش میوفته.... وایـــــــــــــــــــــــــــــــــی

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.