دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

الهام

عضو گروه b.s.g / درباره »
الهام
زن - مجرد
امتیاز: 4000.05

دنبال‌شدگان

(820 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(765 کاربر)

گروه‌ها

(65 گروه)

بازدید

الهام
الهام
توسط موبایل

یه دوست پسر هم نداریم عاشقمون باشه بره خواستگارمونو بکشه

الهام
الهام
توسط موبایل

یه دوست پسر هم نداریم تو خیابون گربه ببینیم بپریم بغلش بگیم وای ببخشید از ترس بود

الهام
الهام
توسط موبایل

یه دوست پسر هم نداریم با شماره دوستش امتحانمون کنه ما هم سربلند از امتحان بیایم بیرون

الهام
الهام
توسط موبایل

یه دوست پسر هم نداریم وقتی آب قطع شده از خونشون برامون دبه دبه آب بیاره

الهام
الهام
توسط موبایل

یه دوست پسر هم نداریم هر روز بهش بگیم ای کاش رشد عقلتم مثل رشد سیبیلت بود

الهام
الهام
توسط موبایل

یه دوست پسر هم نداریم همیشه حرفمون رو گوش کنه نه فقط موقعی که بهش می گیم دیگه به من زنگ نزن

الهام
الهام
توسط موبایل

يه دوس پسرم نداريم نازمونو بكشه بعد منم بگم اَاااااااااااااااه از اين لوس بازيا خوشم نمياد بچه سوسول

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهام
الهام
توسط موبایل

هووووووووووررررررررررررااااااااا پسر عموم رفت....انگار نه انگار سه سالشه كشت منو....كسى الان منو ببينه نميشناسه....سه بار بردمش دستشويي....كتاب تاريخمو پاره كرد...تمام لاكامو خراب كرد ...لاكامو برداشت واسه عروسكام لاك گذاشت

الهام
الهام
توسط موبایل

پسر عموم اومده خونه ى ما سه سالشه گفت جيش دارم بيا بريم بردمش دستشويي گفت برو بيرون رفتم بعدش گفت ابجي بيا...رفتم

الهام
الهام
توسط موبایل

عشق کنار هم ایستادن زیر باران نیست...!!! عشق این است که یکی برای دیگری چتر شود و دیگری هرگز نفهمد چرا خیس نشد

الهام
الهام
توسط موبایل

معلم عصبی دفتر رو روی میز کوبید و داد زد: سارا ... دخترک خودش رو جمع و جور کرد، سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت : بله خانوم؟ معلم که از عصبانیت شقیقه هاش می زد، تو چشمای سیاه و مظلوم دخترک خیره شد و داد زد: چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نکن ؟ هـــا؟! فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه بی انضباطش باهاش صحبت کنم! دخترک چونه ی لرزونش رو جمع کرد... بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم گفت: خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق می دن... اونوقت می شه مامانم رو بستری کنیم که دیگه از گلوش خون نیاد... اونوقت می شه برای خواهرم شیر خشک بخریم که شب تا صبح گریه نکنه... اونوقت... اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره که من دفترهای داداشم رو پاک نکنم و توش بنویسم... اونوقت قول می دم مشقامو ... معلم صندلیش رو به سمت تخته چرخوند و گفت بشین سارا ... و کاسه اشک چشمش روی گونه خالی شد . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهام
الهام
توسط موبایل

شیشه دل را شکستن احتیاجش سنگ نیست این دل با نگاهی سرد پرپر می شود با خودم عهد بستم بار دیگر که تورا دیدم ... بگویم از تو دلگیرم ولی باز تو را دیدم و گفتم : بی تو میمیرم

الهام
الهام
توسط موبایل

خودش اول نگاهم کرد خدایا / به صد خواهش صدایم کرد خدایا   گناه این جدایی گردن اوست / که او آخر رهایم کرد خدایا

الهام
الهام
توسط موبایل

این دیگه بار آخره دارم باهات حرف میزنم / خداحافظ نا مهربون میخوام ازت دل بکنم سخته ولی من میتونم سخته ولی من میتونم / این جمله رو اینقد میگم تا که فراموشت کنم

الهام
الهام
توسط موبایل

همیشه از همان  ابتدای آشناییمان در هراس چنین روزی بودم  و کابوس خداحافظی را میدیدم اکنون شد آنچه نباید میشد خداحافظ دلیل بودنم خداحافظ . . .