دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Alireza

این قافله عمر عجب میگذرد در یاب دمی که از طرب میگذرد درباره »
Alireza
مرد - مجرد
امتیاز: 4799

دنبال‌شدگان

(326 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(342 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط Alireza

میان ... من ای مانده ام... جا از ... راه ...

Alireza
Alireza

باغبانم باغبانی خسته دل - پشت من خم گشته همچون پشت تاک - آن گل زیبا که پروردم به جان - شد چو خورشید فروزان تابناک - دست گلچینی ز شاخش - چید و رفت - پای خودبینی فشردش روی خاک

این ارسال را بازنشر کرده است.
Alireza
Alireza

با خود شبی به سیر و سفر رفتم - با سایه ام به گشت وگذر رفتم - با سایه گفتگوی من آن شب ادامه داشت - شب - با پیاله های پیاپی - پایان نمی گرفت - هر جام - جام خاطره ای بود

این ارسال را بازنشر کرده است.
Alireza
Alireza

من مرغ آتشم - می سوزم از شراره این عشق سرکشم - چون سوخت پیکرم - چون شعله های سرکش جانم فرو نشست - آنگاه باز از دل خاکستر - بار دگر تولد من - آغاز می شود

Alireza
Alireza

اونی که میره نه اینکه آورده... نه ... چون بیشتر از به فکر خودته... و راضی به اذیت شدنت نیست...شب خوش...

Alireza
Alireza

از دوستان آذری زبان کسی اینجا هست که ادبیات خونده باشه یا آشنایی با ادبیات داشته باشه.......

Alireza
Alireza

نمی دونم توی قلبت چطور میشی...حداقل قلبت می فهمه که کشتن یعنی چی...

Alireza
Alireza

اشباع شد - از آستان گذشت - از آستان درد - اندام - بی حس مطلق توقف - ریزش - و انهدام

Alireza
Alireza

سکوت سنگین است - سکوت تاریکی - سکوت همهمه های تهی سرگردان - سکوت فاصله هایی که فکر می کردم - حضور گرم تو آن را تمام خواهد کرد

Alireza
Alireza

آونگ ساعت در مدار ثابت تردید می جنبد - یک رفت یک برگشت - یک رفت یک برگشت - حمل صلیب تنهایی بر شانه ی زخمی - تکرار سوزش در میان آتش وحشت - در دشت های خشک - سرگشتگان

Alireza
Alireza

اینجا دو جسم سرد - همچون دو خط ممتد آهن - بر جای مانده اند - بر بستر سکوت - بر بستر سکوت - تا ایستگاه مشترک حس - تا بعد بی نهایت مفروض - باید ادامه داد - باید ادامه داد ؟

Alireza
Alireza

از در درآ درآ که دلم بی قرار توست - گلزار من شکفته ی ابر بهار توست - ای روشنایی سحر ای لطف صبحدم - بیدار چشم شب همه در انتظار توست...سلام...

Alireza
Alireza

رد پای کسی را که آرامشم را از من گرفته بود دنبال کردم ... به خودم رسیدم..!! شب خوش...

Alireza
Alireza

اگر تو ...تو را با خود خواهم برد... به اندازه بر هم نهادنی...تو را خواهم برد ... تا ...

Alireza
Alireza

نرو... تو هم مثل من نمی تونی دوام بیاری...

Alireza
Alireza

زیبایی بود ... به گفته هایت... به زیبایی دو رویی هایت... و زیبایی آنجا بود که کردی بازی رو بردی...