دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Alireza

این قافله عمر عجب میگذرد در یاب دمی که از طرب میگذرد درباره »
Alireza
مرد - مجرد
امتیاز: 4799

دنبال‌شدگان

(326 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(342 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط Alireza

میان ... من ای مانده ام... جا از ... راه ...

Alireza
Alireza

ایرانیها صفاتی دارند که در هیچکدام از ملل قدیم حتی رومی ها هم نبوده این صفات عبارتند از، ادب، شجاعت اخلاقی و جوانمردی. صفات مذکوره را ایرانیها از ابتدای تاریخشان دارا بوده اند. «کریستن سن»

Alireza
Alireza

-نشستن بر تخت و غذا خوردن روی میز عادت قدیم ایرانیان بوده، چه از لفظ میزبان بر میآید که ایرانیان جای را منحصر به سریر و سفره را به میز میدانسته و اینکه روی زمین بنشینند و بخورند، عادتیست که از اقوام عربیه در میانه ی ایشان شایع شده است. «آئینه سکندری»

Alireza
Alireza

کجایی... بیار آن شربت .... هر چند رو نداره... اما شاید شاید ... کمی از دورم کنه...

Alireza
Alireza

شب بهاری... ، ، ...پشت شیشه یخی...نگاهم به توست... 12:47

Alireza
Alireza

هوا بارانی و من مست و او مست - شراب سرخ شیرین در سبو مست - همه چشم سیاهش سر به سر ناز - همه زلف درازش مو به مو مست

Alireza
Alireza

وقتی که شب با عطر پیچک ها... از آسمان روشن اردیبهشتی در اتاق تیره ام لغزید... من ، نامه ای را در جواب نامه ای آغاز می کردم...

Alireza
Alireza

چه و میشد امروز ... شما هم دیدید...

Alireza
Alireza

بگذار هرچه از دست می رود ، برود! آنچه را میخواهم که به التماس نیالوده باشد ، هرچه باشد حتی زندگی....

Alireza
Alireza

چـه رســم ِ تلخــی سـت... تــــو ، بــی خـــبـر از مــن ! و .. تمـــام ِ مـن ، درگـــیر ِ تــو !!

Alireza
Alireza

چه شد که ماه مراد از کرانه ای نرسید - شبی رسید و حریف شبانه ای نرسید...سلام...

Alireza
Alireza

غمی سنگین به چشم باغبان بود - که گل هایش به یغمای خزان بود - ز غم جان داد و یاران گریه سر کرد - صدای گریه اش در ناودان بود

Alireza
Alireza

ای صبح - ای بشارت فریاد - امشب خروس را - در آستان آمدنت - سر بریده اند

Alireza
Alireza

باز طوفان شب است - هول بر پنجره می کوبد مشت - شعله می لرزد در تنهایی - باد فانوس مرا خواد کشت؟

Alireza
Alireza

یادها انبوه شد - در سر پر سرگذشت - جز طنین خسته افوس - رفته ها را بازگشت

Alireza
Alireza

اگه که تو رو گرفتن ....اگه تو داری میری...عوضش توی خیالم با تو پروازی دارم...