Alireza
مطلب از اين قرار است: چيزي فسرده است و نميسوزد ...امسال در سينه در تنم!
Alireza
اين ...فصلِ ديگريست... که سرمايش... از درون...درکِ صريحِ زيبايي را...پيچيده ميکند.
Alireza
کاش در کتاب قطور زندگی ، سطری باشیم ماندنی نه حاشیه ای از یاد رفتنی…شب خوش.....
Alireza
يک جام پر از شراب دستت باشد... تا حال من خراب دستت باشد ... اين چند هزارمين شب بي خوابيست... اي عشق فقط حساب دستت باشد .
Alireza
انگار این لحظه های شاعری، تنها فریاد بلند عاشقی است رو به باد...
Alireza
آدمهای خوب از یاد نمیرن ، از دل نمیرن ، از ذهن نمیرن ! ولی زودتر از اینکه فکرش رو بکنی از پیشت میرن..!!
Alireza
اولین خبر... بهار شاخه های هر درخت رابه شکوفه ها، اجاره می دهد... آخرین خبر...من هنوز زنده ام...
Alireza
از هر چه ترسيده ام... سرم آمده! کاش تو هم ترسناک بودي .
Alireza
شب مهتابی و قلبم پریشونه ...دل دیونه ام امشب چه داغونه... گلای یاس توی باغچه هم با من... دارن شبنم می بارن دونه به دونه...
Alireza
درونت که جنگ باشد... چه فرقي ميکند؟ هر طرف که ببرد... هر طرف که ببازد... تو پاره پاره اي...