دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Alireza

این قافله عمر عجب میگذرد در یاب دمی که از طرب میگذرد درباره »
Alireza
مرد - مجرد
امتیاز: 4799

دنبال‌شدگان

(326 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(342 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط Alireza

میان ... من ای مانده ام... جا از ... راه ...

Alireza
Alireza

یک روز ، یک شب ، آفتاب سر برخواهد زد... از چل تکه‌های تنت .

Alireza
Alireza

تو را می‌کاوند می‌کاوند ، می‌کاوند... شاید که بیابند آن چه را که در خاطراتِ خستهٔ تو نیست.

Alireza
Alireza

کمک... یک منظومه شمسی جایزه می دهم... به کسی که بگوید... ماه من کجاست ...یک کهکشان مژدگانی... فقط بگو ...ستاره شبهای خیال من... در افول کدام صبح زشت... برای همیشه رفت... من دنبال سیاه چال مرگ می گردم... کمک.

Alireza
Alireza

من مرد بیرنگ ...و درد هزاران رنگ... و درد مرا رنگ می کن... خشم سیاه ، شرم قرمز... و زرد رنگی است که عشق به من تعارف می کند... مثل خورشید از عشق ماه... مثل آتش از شرم پروانه... و مثل شب از خشم آرمیدگان بستر شهوت... گونه های یتیم ، ازسیلی حقارت... بی رنگ می شود .

Alireza
Alireza

ای کاش ...شریک لطافت چشمه بودم... وقتی کام تشنه آهویی را... به میهمانی می خواند... ای کاش ...ای کاش

Alireza
Alireza

بر گردۀ کدام آواز بنشینم... از هیجان کدام قناری... که قدمی...واگر نه ..وجبی از سکوت جانگداز هماره ام... بگریزم ...

Alireza
Alireza

دست خواهش را ...کاسۀ نیاز کدام شبنم کنم ...تا آرامش یک صبح شادمان را... به طراوت نداشته پوست چروکیده ام... پیوند زنم...

Alireza
Alireza

سر به زانوی کدام لاله بگذارم؟... در تنهایی کدام چمن؟... که به همدردی چشمان خونبارم... التیام پروانه های نیم سوخته را... از گیاهان دارویی مهرافزا... آموخته باشد...

Alireza
Alireza

هر ناله و فریاد که کردم نشنیدی /پیداست نگارا که بلند است جنابت

Alireza
Alireza

«گفتم که ماه من شو گفتا اگر بر آید» وقتی این مصراع میخونم پیش خودم میگم تو دیگه چرا حافظ...مگه تو هم از این مشکلات داشتی.....

Alireza
Alireza

از يک جايي به بعدآدمها تاوان دوري ارزوهايشان را از نزديکي شما ميگيرند .

Alireza
Alireza

چون در کف روزگار گشتیم زبون/ چون ساغر عشق و آرزو گشت نگون /جاسوس خرد دگر چه جوید از ما/ گوید کزین شهر کشد رخت برون

Alireza
Alireza

ما از جنس رویاهایمان هستیم. ویلیام شکسپیر

این ارسال را بازنشر کرده است.
Alireza
Alireza

هر کس که می عشق به جامش کردند/ از دردی درد تلخ‌کامش کردند/ گویا همه غم‌ةای جهان در یک جا/ جمع آمده بود، عشق نامش کردند

Alireza
Alireza

به کدام صدا به کدامین ناله پاسخی خواهی گفت وگر نه به فریادی به کدامین آواز؟ پریده‌رنگیِ شامگاهان دنباله‌ی رو در سکوتِ فریادِ وحشتی رو در فزون است. به کدامین فریاد پاسخی خواهی گفت؟