دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Alireza

این قافله عمر عجب میگذرد در یاب دمی که از طرب میگذرد درباره »
Alireza
مرد - مجرد
امتیاز: 4799

دنبال‌شدگان

(326 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(342 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط Alireza

میان ... من ای مانده ام... جا از ... راه ...

Alireza
Alireza

راه می رفت و می خندید... نزدیکش شدم... پرسیدم... بالاخره چه باید کرد... خندید و براهش ادامه داد

Alireza
Alireza

با ، آوایی گوناگون... با ندای نالان... زمزمه کنان... مرا همچنان با خود می برد

Alireza
Alireza

رفته ام از یاد... گفته ام با باد... رمز زیستن را... راز بودن را

Alireza
Alireza

تب دستهای تو از جنس آتیشه... که حتی زیر بارون شعله ور میشه...دارم به آتیش تو ملتهب میشم...دارم دیونگی رو مرتکب میشم...

Alireza
Alireza

آه...! در راه عشق خانه ویران، کسی که می گردد، در دل مردمان، سرایش باد.

Alireza
Alireza

نور چشم من!... نگاه کن... بر خلاف میل آسمان که ابری است... در افق... ستارگان دمیده اند.

Alireza
Alireza

تا بدانند ...نمرده است ...بهار... از شکاف زخمی، قطره ای – بر نوک شلاق ضخیمی - گُل کرد.

Alireza
Alireza

در آب جویبار... تا طرهٔ طلایی آن ماه... یک دست فاصله است.

Alireza
Alireza

در یک اتاق سرد ...تنهایی و آئینه و من... مجلس آرائیم... جای تو، بس خالی است.

Alireza
Alireza

شب می رود از آسمان... اما در گوشهٔ چشم سیاهش، ...باز یک قطرهٔ اشک است.

Alireza
Alireza

خوب است... هر چیز تازه ...خوب تر از هر چیز... اما شرابِ کهنه و یارِ قدیمی است.

Alireza
Alireza

تک درختی هستیم، دور افتاده، به تنگ آمده، از تنهایی. همتی کو که در این بادیه جنگل گردیم.

Alireza
Alireza

می تپد در سینه... دلِ مشتاقم سخت،... چون که در آینهٔ دیدهٔ دوست... طرحِ پروازِ کبوترها را... باز هم می بینم.

Alireza
Alireza

با سنگ ریزه ای... در آب برکه دایره ای رسم می کنم... آنک بالای تپه، ...طرح سواری که پشت اوست ...بر آفتاب.

Alireza
Alireza

زیباست... آن قلهٔ رفیع... ای کوه! زیبایی ترا می باید، از دریچهٔ چشم عقاب دید.