مجتبی طه
ـ عشق از ديد بقال سر كوچه : والا دوره ي ما عشق .. نبود ننمون رفت و اين سكينه خانوم رو واسمون گرفت (جمله ي عاشقانه : سكينه شام چي داريم ...)
مجتبی طه
گاهی دلم می خواهد از همه فرار کنم حتی از تو . . . بروم به آنجا که هیچ کجا نیست و دو دستی ، تنهایی ام را بچسبم و قلم و کاغذم را و بنویسم از تو از تنهایی از عشق برای دلم شاید کمی آرام گیرد
مجتبی طه
اگر پنج دقيقه ديرتر بيدار مي شدم يا بند کفشم کمي بازي در مي آورد يا به جاي تاکسي اول ؛ تاكسي دوم را سوار مي شدم يا کمي آرامتر راه ميرفتم صندلي روبروي تو را ديگري پر مي کرد نمي ديدمت ... خدا حساب همه جا را کرده بود ! پس تو بازي در نياور!!!!!!
مجتبی طه
خدا در نگاه منتظر کسي است که به دنبال خبري از توست خدا در قلبي است که براي تو مي تپد خدا در لبخندي است که با نگاه مهربان تو جاني دوباره مي گيرد
مجتبی طه
ببين...... تمام قوانين علم و عالم را بر هم زده اي!!!! نبودنت وزن دارد .... تهي ... امّا سنگين!.....
مجتبی طه
گذشت آنوقت هايي که مردم همديگر را دور ميزدند ،حالا از روي هم رد مي شوند....
مجتبی طه
دوباره توپ يادت را در حياط خاطر من انداخت.... يادت را برداشته و در به رويت باز كردم... خواستم دادي ....فريادي...اعتراضي.... تا ديگر اين چنين جسورانه آرامشم را بر هم نزني.... اما با ديدن لبخند و نگاه شيطنت آميزت.... با لبخندي يادت را پس دادم.... جالب بود!! درب خاطراتم را كه مي بستم با خود زمزمه مي كردم..... مي شود اين توپ دوباره در حياط اين خانه بيفتد؟!!
مجتبی طه
بگذار صادقانه بگويم گشتم.... اتفاقابود!! فقط مال من نبود !!!! شما بگرديد،لابد مال شماست ....
مجتبی طه
مي روي تا قدر نبودنت در ميان غبار بودن هاي بي فرجام بيشتر لمس شود مي روي تا نگاهي دوباره لرزان نديدنت شود و صدايي مشتاق حنجره هاي نگفته ات سفر کن شايد اين فرضيه روزي قانون شد دوري و دوستي!!!!!!!
مجتبی طه
ببخش اي باران ببخش كه تو ميباري و من شسته نميشوم.....
مجتبی طه
بگو چه كنم؟؟؟؟ نفسم ميگيرد در هوايي كه نفسهاي تو نيست....
مجتبی طه
هميشه حرف رفتن است.... كاش كسي با آمدنش غافلگيرمان كند!!!
مجتبی طه
سعی نکنیم بهتر یا بدتر از دیگران باشیم، بکوشیم نسبت به خودمان بهترین باشیم
مجتبی طه
فرمانروای اندرزگو شایسته فرمانروای نیست تنها آنانی شایسته اند که اهل کارند