مجتبی طه
شادی ها و دغدغه های جوانی ما : شادی ها کمرنگ تر میشود و دغدغه ها پررنگ تر... شاید هم این باشد که شادی هایت هم ، شکل دغدغه به خودشان میگیرند ... مثلا شادی تو این است که روزی خانه و ماشین میخری ... اما رسیدن به این شادی ها برایت دغدغه میشود ... رسیدن به آنها برای تو هدف میشود ... هدفی که حتما باید " جهان سومی " باشی که آنرا داشته باشی ... و هیج جای دیگربرای کسی هدف نیستند ...
مجتبی طه
در عوض دغدغه هایمان بازهم جدی هستند … اینکه از امروز که 15 سال داری ، باید مثل یک مرتاض روی کتابهای میخی مدرسه ات دراز بکشی و تا بیست و چهار سالگی همانجا بمانی ... بترسی از این که قرار است چند صفحه پر از سوالات " چهار گزینه ای" ، آینده تو ، شغل تو ، همسر تو و لقب تو را تغیین کند ... تو فقط سه ساعت برای همه اینها فرصت داری ...
مجتبی طه
نمی خواهم بی تو عطر کوچه ها را ببویم،نمی خواهم بی تو هوا را به ریه ها بفرستم،نمی خواهم بی تو شاعر باشم.
مجتبی طه
این روزها نوازنده خوبی شده ام ؛ دلم شور میزند ... چشمانم تار
مجتبی طه
از ماضی ها و مضارع ها خسته ام دلم برای یک حال ساده تو را دیدن تنگ است... !!
مجتبی طه
از درد کوچک است که آدم می نالد وقتی ضربه سهمگین باشد،لال می شوی
مجتبی طه
قرارمان بهشت پای درخت ممنوعه تو بگویی “سیب” من از لبت بچینم این بار.
مجتبی طه
قایقت می شوم... بادبانم باش... بگذار هرچه حرف پشت ِ سرمان می زنند مردم... باد ِهواشود... دورترمان کند!
مجتبی طه
باید میدانستم سرانجام تو را از اینجا خواهد برد این جاده که زیر پای تو نشسته بود
مجتبی طه
خاطرات چوبهاي خيسي هستند كه با آتش زندگي،نه ميسوزند نه خاكستر مي شوند!!!!!
مجتبی طه
من خدايي دارم که دست گير است نه مچ گير...!
مجتبی طه
تازگي ها فکر ميکنم.... بزرگترين خدمت به يک انسان آن است که .....متولدش نکني
مجتبی طه
همين که هستي کافيست !!! .............دور از من! بدون من................ چه فرقي مي کند ..
مجتبی طه
تنها راه شناخت يك نفر، دوست داشتن او بدون هيچ اميدي است