مجتبی طه
ابر هم از بارشش قصد فداکاری نداشت! عقده در دل داشت روی خاک خالی کردو رفت...
مجتبی طه
دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت: " او یقیناً پی معشوق خودش می آید ! " پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود: "مطمئناً که پشیمان شده بر می گردد ! " عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز...!
مجتبی طه
خطاب به مادر گرامی: این کنترل راه دوره نه راه نزدیک! هی نذارینش کنار تلویزیون ما باید پاشیم بریم ورداریم بیاریم!!
مجتبی طه
با گل های فرش اشتباهت می گیرم ، ولو که میشوی روی فرش ها
مجتبی طه
هر شب .. آب نمک قرقره می کند .. گلو درد دارد .. چشم هایم ...
مجتبی طه
قاصدکها هم مانند تو بعد از کلی آرزو مرا ترک گفتند
مجتبی طه
یک مترسک خریده ام عطر همیشگی ات را به تنش زده ام در گوشه اتاقم ایستاده درست مثل توست ، فقط اینکه روزی هزار بار از رفتنش مرا نمی ترساند .
مجتبی طه
شادی؛ تاجی که من در کودکی همواره بر سر داشتم ...
مجتبی طه
اون موقع ها ، بچه که بودیم، بچه ی معصومی بودیم ... الان سن و سالمون رفته بالا ولی ... بزرﮒ که نشدیم هیچ، دیگه حالا همون بچه ی معصوم و دوست داشتنی هم نیستیم... از اینور مونده از اونور رونده
مجتبی طه
عشق همان بارقه ی نگاه حسرت باری است که هر چند آنی است، اما لهیب آتشش همیشه فروزان و سوزان می ماند
مجتبی طه
قول میدهم تنها به یک پیاده روی زیر باران بسنده کنم.. ... تا خیسی چشمانم را به پای بغض شکسته آسمان بگذاری...
مجتبی طه
کاش کسی می فهمید وقت دلتنگی وزنِ یک آه چقدر سنگین است . .
مجتبی طه
اینجا گرگها هم افسردگی مفرط گرفته اند... دیگر گوسفند نمی درند... به نی چوپان دل می سپارند و گریه می کنند..
مجتبی طه
حالم را پرسیدند ، گفتم رو به راهم ! نمی دانند رو به راهی هستم که تو رفته ای