محدّثه
الاکلنگ زندگی به طرف من سنگینی میکند/ من این پایین ترینم همیشه
محدّثه
سنگ کاغذ قیچی کردیم/ من کاغذ شدم ُ مچاله، تو سنگ شدی ُ تکانه
محدّثه
جهان را پشت سر نهاده ام،تاریخ را به پایان برده ام و اکنون رسیده ام به توده ای عظیم،همچون کوهی،از حرف هایی که برای نگفتن دارم.................دکتر علی شریعتی
محدّثه
یاد باد آنکه زما وقت سفر یاد نکرد***به وداعی دل غمدیده ی ما شاد نکرد***آن جوانبخت که میزد رقم خیر و قبول***بنده ی پیر ندانم ز چه آزاد نکرد (حافظ)