محدّثه
"گاهی" زندگی غمگینه قد همهی یادداشتای ذخیره شده به عنوان چرکنویس، همهی اساماسهای سیود اَز درَفت، همهی نامههای پاره شده، همهی بستههای پست نشده، همهی "هیچی ولش کن یادم رفت چی میخواستم بگم"ها، همهی پیامای نوشته شده و مکث رو گزینهی send و یه delete جانانه، همهی هیس الان نباید بگیها، همهی تماسهای به مشترک موردنظر نرسیده قطع شده، همهی "حوصله ندارم ولم کن"ها حتا./ "رونوشت به یه روز غمگین تابستون 92م"
محدّثه
یه روزی یه نفری اومد یه داستان آموزنده تعریف کنه هیجی دیگه یهو پشیمون شد. به همین سادگی به همین بینمکی.
محدّثه
توسط پیامک
- لحظه هات چه طعمین ؟ / + گس مثه خرمالو / - آممم ! اما من هیچ وقت خرمالو دوس نداشتم / + منم !
محدّثه
ما را به شبهای بی سحر ، ما را به شبهای تار ؛ سحر ندارد این شب تار