❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کاش ؛ کسی یاد معلمهایمان میداد ... اول مهری شغل پدرها را نپرسند؛ وقتی هنوز احترام به همهی شغلها را ؛ و افتخار به همهی پدرها را ، یاد دانش آموزانشان ندادهاند! حالا قصهی چشمان یتیمی که نم میخورد، بماند...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در اوج یقین اگرچه تردیدی هست در هر قفسی کلید امیدی هست چشمک زدن ستاره در شب یعنی توی چمدان ماه خورشیدی هست...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
زندگي بافتن يك قاليست نه همان نقش و نگاري كه خودت ميخواهي نقشه را اوست كه تعيين كرده تو در اين حين فقط ميبافي..... نقشه را خوب ببين نكند آخر كار قالي زندگيت را نخرند!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مردمان سه گروهند: یکی ناآزرده بیازارد ، یکی بیازاری ، بیازارد و یکی که بیازاری و نیازارد.*
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چه פֿوب مے گوینـב که: حادثه هیچ گاه פֿبر نمے ڪنـב نمے دانـґ ڪجا و ڪے بود ڪه عشق؛تبدیل شُد به بزرگترین حادثه زندگے مـטּ! زلزله بے نهایت ریشترے ڪه בلـґ ریشش شُد! سقفے ڪه با هزار امیدوآرزو ساخته بودґ ناگهاטּ!بر سرم آوار شد... و من روزهاست زیر פֿرابه هاے این عشق פֿاڪ خورבه ے دردے عظیـґ هستم...!