دوست من تو دیگرﻻﻧﻪ ات ﺭﺍ، ﺑﺮ ﺣﺒﺎﺏِ ﺣﻮﺻﻠﻪﺀ ﻣﺮﺩُﻣﺎﻥ ﻧﺴﺎﺯ! ﺗﺎ، ﺁﻭﺍﺭﻩﺀ ﺑﯿﺤﻮﺻﻠﮕﯽ ﺷﺎﻥ ﻧﺸﻮﯼ.
ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺩﻭﯾﺪﻩ ﺍﻡ... ﺑﺎ ﻗﻠﺒﯽ ﻣﻌﻠﻖ ﻭ ﭘﺎﯾﯽ ﺩﺭ ﻫﻮﺍ. ﺩﯾﮕﺮ ﻃﺎﻗﺖ ﺭﻭﯾﺎﻫﺎﯾﻢ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ، ﺩﻟﻢ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ؛به پایان این نفس.
و حالا که میروی پایان راه کاملاً پیداست! می دهم قابش کنندکنایه هایت را به رسم یادگاری. و به همان دیوار می اویزمش! جای همان دست خط تماشائی.
بی تو
تنهاییم را پک می زنم
تا ریه هایم زندگی را کم بیاورد

13 سال و 5 ماه و 18 روز و 16 ساعت و 28 دقيقه قبل