#Donbaler امکان ارسال پیامک و ایمیل زمانبندی شده فراهم شد.
دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]
(31990 دفعه)
ما در عصر احتمال به سر می بریم در عصر شک و شاید در عصر پیش بینی وضع هوا از هر طرف که باد بیاید ... در عصر قاطعیتِ تردید عصر جدید عصری که هیچ اصلی جز اصل احتمال ، یقینی نیست اما من بی نام تو حتی یک لحظه احتمال ندارم چشمان تو عین الیقین من قطعیت نگاه تو دین من است من از تو ناگزیرم من بی نام ناگزیر تو می میرم . . .
آسمانش را گرفته تنگ در آغوش ابر؛ با آن پوستین سردِ نمناکش. باغ بی برگی، روز و شب تنهاست، با سکوت پاکِ غمناکش. سازِ او باران، سرودش باد. جامه اش شولای عریانیست. ورجز،اینش جامه ای باید . بافته بس شعله ی زرتار پودش باد . گو بروید ، هرچه در هر جا که خواهد ، یا نمی خواهد . باغبان و رهگذران نیست . باغ نومیدان چشم در راه بهاری نیست گر زچشمش پرتو گرمی نمی تابد ، ور برویش برگ لبخندی نمی روید ؛ باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست ؟ داستان از میوه های سربه گردونسای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید . باغ بی برگی خنده اش خونیست اشک آمیز جاودان بر اسب یال افشان زردش میچمد در آن . پادشاه فصلها ، پائیز .
توی خارج به طرف مقابلت بگی دوستش داری ... اونم بهت علاقه نشون میدن و بهت ثابت میکنه که واقعا لیاقت دوست داشتن هست ...
ولی متاسفانه توی ایران .... به طرف مقابلت بگی دوستش داری .. دیگه باهات سرد میشه و در آخر تنهات میزاره ... و خطش را برای همیشه آف میکنه ...
تقدیم به #علی #بابای عزیزم .... شعر از حضرت #مولانا ....
ای باد بیآرام ما با گل بگو پیغام ما کای گل گریز اندر شکر چون گشتی از گلشن جدا ای گل ز اصل شکری تو با شکر لایقتری شکر خوش و گل هم خوش و از هر دو شیرینتر وفا رخ بر رخ شکر بنه لذت بگیر و بو بده در دولت شکر بجه از تلخی جور فنا اکنون که گشتی گلشکر قوت دلی نور نظر از گل برآ بر دل گذر آن از کجا این از کجا با خار بودی همنشین چون عقل با جانی قرین بر آسمان رو از زمین منزل به منزل تا لقا در سر خلقان میروی در راه پنهان میروی بستان به بستان میروی آن جا که خیزد نقشها ای گل تو مرغ نادری برعکس مرغان میپری کامد پیامت زان سری پرها بنه بیپر بیا ای گل تو اینها دیدهای زان بر جهان خندیدهای زان جامهها بدریدهای ای کربز لعلین قبا گلهای پار از آسمان نعره زنان در گلستان کای هر که خواهد نردبان تا جان سپارد در بلا هین از ترشح زین طبق بگذر تو بیره چون عرق از شیشه گلابگر چون روح از آن جام سما ای مقبل و میمون شما با چهره گلگون شما بودیم ما همچون شما ما روح گشتیم الصلا از گلشکر مقصود ما لطف حقست و بود ما ای بود ما آهن صفت وی لطف حق آهن ربا آهن خرد آیینه گر بر وی نهد زخم شرر ما را نمیخواهد مگر خواهم شما را بیشما هان ای دل مشکین سخن پایان ندارد این سخن با کس نیارم گفت من آنها که میگویی مرا ای شمس تبریزی بگو سر شهان شاه خو بی حرف و صوت و رنگ و بو بیشمس کی تابد ضیا حضرت مولانا
☑ سپاسگزارم ... !/ ... اگر از پرده برون شد دلِ من عیب مکن شکرِ ایزد که نه در پردۀ پندار بماند صوفیان واستدند از گروِ می همه رخت دلقِ ما بود که در خانۀ خمّار بماند محتسب شیخ شد و فسقِ خود از یاد ببرد قصه ماست که در هر سرِ بازار بماند ... حضرت حافظ ...
خواهش میکنم ... مرسی
سپاس دادش گلم
تو چه دانی که پسِ هر نگهِ ساده ی من... چه جنونی چه نیازی، چه غمی ست؟
مرسی محمد حسین جان خودت گلی
بــه ريسه مي کشــــم .. اشکــــهايــم را امشب چـــقـــدر، کـــوچـــه دلــــم چراغــــــاني ســـت...
تنهاتر از هميشههايم در برزخ دلتنگی نشستهام خودم هستم و خودم
راست گفتی سهراب ، آدم اینجا تنهاست . . .
کفش هایم کو...
ممنون اقا محمد : ) از اینکه هنوزم به یادمی ممنون : )
جدیداً اسم خیانت شده یه اشتباه … که باید ببخشی و فراموش کنی وگرنه محکوم میشی به کینه ای بودن!
بوی گند خیانت تمام شهر را گرفته ! مردهای چشم چران زن های خائن دخترهای شــ ــهـ ـو تــ ــی و پسرهای شــ ـهــ ـو تـــ ـی تر! … پس چه شد … ؟ چیدن یک سیـبـــــــ ـ و اینهمه تقـــاص ؟ بیچاره آدمــــــــــ . . . بیچاره آدمیتــــــــ . . .
ما در عصر احتمال به سر می بریم
12 سال و 11 ماه و 27 روز و 8 ساعت و 40 دقيقه قبلدر عصر شک و شاید
در عصر پیش بینی وضع هوا
از هر طرف که باد بیاید ...
در عصر قاطعیتِ تردید
عصر جدید
عصری که هیچ اصلی
جز اصل احتمال ، یقینی نیست
اما من
بی نام تو
حتی یک لحظه احتمال ندارم
چشمان تو عین الیقین من
قطعیت نگاه تو دین من است
من از تو ناگزیرم
من بی نام ناگزیر تو می میرم . . .