عسل, غللللللللط کردههههههه, با زورِ این ----> هم که شده راضیش میکنیم, مگه دسته خودشه؟ پایِ شیرینیِ من وسطه ها
بهرام, عسل عاشق شده, با طرف صحبت کرده قرار مدارایِ ازدواجم گذاشتن فقط مونده مهریه! که اونم کی داده کی گرفته, اصلا تفاهم که دارن همه چی حله, حالا من گفتم چون راهَم دورِ شیرینیِ عروسی رو نقدر حساب کنه باهام
عزیز من
برادر من
داداش من
بی ناموووووس
بی شعوری که آبنبات چوبی می سازی وسطش آدامس نمیذاری به این اعتراض گوش کن.
یه کودک 6 ساله این نامه رو فرستاده.
منکه اینجا سنگ خودمو به سینه نمیزنم.
من که دنبال آدامس وسطش نیستم که.من فوق فوقش به یه باکس تریدنت راضیم.
خو عوضی که آدامس وسطشو یادت رفت بذاری .....
کجا بودم؟؟؟
این آبنبات منه... ببین!!
آدامس نداره ببین.
خاک نو سرت با این آبنبات ساختنت!
جیگر طلا مگه قرار نبود آدامس بذاری وسطش؟
45
ساعته لیس زدم این لعنتی رو به عشق اون آدامسه!
این درسته؟ آدمی تو؟ شرف داری تو؟
یعنی امشب سرتو راحت میذاری زمین می خوابی؟
1 : بی بند وباری مرغان و خیانت به همسرانشان
... 2 : افزایش بیداری اسلامی ! در منطقه
3 : عدم پایبندی خروسها به موازین شرعی
4 : شبیه خون فرهنگی و سست شدن بنیان خانواده در مرغ داریها
5 : بالا رفتن سن ازدواج در بین مرغ و خروسها
6 : فرار تخمهای دو زرده به خارج
7 : کمبود امکانات آموزشی بهداشتی و تفریحی برای جوجه ها
8 : نسل کشی و مصرف بی رویه جوجه کباب توسط مرغ داران
9 : فراگیر شدن شعار دو تا جوجه کافیه در بین مرغهای پایبند به اصول
رَسماً گَند زَدم اَساسی ! طرفُ آماده کرده بودند که خَبر فوت بهِش بدن از طهرون بیاد اینجا ! ولی بِهش گفتند طرف بیمارستانه بیا ! طرف هم زنگ زده به من ببینه الان که اونُ بردن بیمارستانه حالش خوبه ؟ گفتم بیمارستان چیه ؟ فوت کرد رفتــــ ! غَم آخرت باشه ! گوشی از دستِش افتاد ! فکر کنم سکتهَ ش دادم ! برم متواری شَم فعلن
من امروز از سر #جلسه#کنکورم به دنبالر اس ام اس فرستادممممممممم پس کوششششششش چرا نرسیدههههههههه هان هان هان #مدیران جوابگو باشیننننننننننننننن. من با هزار زحمت و خطر این اس ام اس رو فرستادممممممممم
با اینکه امروز صبح کنکور داشتم دیشب تا حدودِ ساعتِ پنج خواب نرفتم, همش داشتم به اون روزی فکر میکردم که رفتم تهران پیشِش, حالا امروز بهم میگه تو دلت برام تنگ نشده. الانم گوشیشو خاموش کرده. خیلی بی انصافه ...
حالا به طرف بگم ببینم قبول میکنه
14 سال و 1 ماه و 29 روز و 4 ساعت و 33 دقيقه قبلخب خب
14 سال و 1 ماه و 29 روز و 4 ساعت و 32 دقيقه قبلمث اينكه بو پول مياد
كجا ميدن؟؟؟
منم ميخوام
باوا مای بدبخت از اخلاق یکی خوشمون اومده این امیر ماه عسلم مارو برد
14 سال و 1 ماه و 29 روز و 4 ساعت و 31 دقيقه قبلعسل, غللللللللط کردههههههه, با زورِ این ---->
هم که شده راضیش میکنیم, مگه دسته خودشه؟ پایِ شیرینیِ من وسطه ها 
که اونم کی داده کی گرفته, اصلا تفاهم که دارن همه چی حله, حالا من گفتم چون راهَم دورِ شیرینیِ عروسی رو نقدر حساب کنه باهام 
14 سال و 1 ماه و 29 روز و 4 ساعت و 27 دقيقه قبلبهرام, عسل عاشق شده, با طرف صحبت کرده قرار مدارایِ ازدواجم گذاشتن فقط مونده مهریه!
امیر آروم باش
14 سال و 1 ماه و 28 روز و 18 ساعت و 30 دقيقه قبل