سحـــر خاتـــون
پرسیدی:"عاشقمی؟"
گفتم:"دوستت دارم"
بغض کردی و آرام گفتی: اما من "عاشقت هستم..."
روزهای با هم بودنمان با "دوست داشتن"من،
و "عشق" تو گذشت!
... همیشه پا پیش گذاشتم،
گذشت کردم،
نگرانت شدم،
تا پای جان آمدم برایت...
اما تو، با تمام عشقت!
روزی که باید محبت میکردی، نکردی
جایی که باید گذشت میکردی، نکردی
وقتی که باید پا پیش میگذاشتی، نگذاشتی!
دیدی که به کلام نبود و در عمل،
دوست داشتن من، بر عشق تو چربید؟!!!
سحـــر خاتـــون
دیر می شود امــــــا...
لامصب این دل کنده نمی شود از نگاه تو
آنقدر قدم می زنیم که
خیابان ها که از رو می روند هیچ
کوچه پس کوچه ها هم کم می آورند
... ... از این گام های با صلابت
و هیچ بن بستی جز آغوش تو
برایم پایان دیدار را رقم نمی زند...
سحـــر خاتـــون
یکــ صندلـے خـآلـے ڪنـآر رویـآهآیـم از آن توستــــــ باشـے یا نباشـے دوســـتتــــ دارمـــ ....
سحـــر خاتـــون
چشمهایم را قفل میزنم... تا کسی غیر از تو را نبینند... لبهایم را به سکوت میبندم... تا فقط عاشقانه هایم را ... در گوش ِ تو زمزمه کنند ؛زمان ِ برگشتنت... ... حالا تو بگو ! دلم را با چه کلیدی باز بکنم... که آکنده از درد بی تو بودنهاست..!؟... د ل ت ن گ ت م...
سحـــر خاتـــون
کاش بدونیم که.................... هرتبی تب عشق نيست گاهي وقتا بعضی تب ها از عفونت هوسه......................!
سحـــر خاتـــون
دلمان کوچک است ولی ...
آنقدر جا دارد که برای هر عزیزی که دوستش داریم نیمکتی بگذاریم برای همیشه!!!
سحـــر خاتـــون
پـــایـــان ایـــن حــِکـایـتـــــ
چَــنــــدان هــــــ*م خـَــنـــدان نـیـسـتـــــ
مَــن عــاشــقِ او بــــودم
و او ....
عــــاشـــقِ او...!!!
سحـــر خاتـــون
عشق یعنی وقتي هزار دليل براي رفتن هست، هنوز دنبال يه بهونهاي.....که بمونی
سحـــر خاتـــون
یه وقتایی هست میبینی فقط خودتی و خودت دوســـت داری ، همـــدرد نداری خانـــواده داری ، حمــــایت نداری عشــق داری ، تکـــیه گاه نداری مثل همیشه ؛ هــمه چی داری و هــیچی نداری !!!