دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Shahdad

خوبم...باور کنید... اشکها را ریخته ام...غصه ها را خورده ام... نبودنها را شمرده ام... ... درباره »
Shahdad
مرد - مجرد
امتیاز: 624.75

دنبال‌شدگان

(270 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(246 کاربر)

گروه‌ها

(26 گروه)

بازدید

Shahdad
Shahdad

باز باران ، بی طراوت ، کو ترانه؟! سوگواری ست ،رنگ غصه ، خیسی غم ، می خورد بر بام خانه ، طعم ماتم . یاد می آرم که غصه ، قصه را می کرد کابوس ، بوسه می زد بر دو چشمم گریه با لبهای خیسش. می دویدم، می دویدم ، توی جنگل های پوچی ، زیر باران مدیحه ، رو به خورشید ترانه ، رو به سوی شادکامی . می دویدم ، می دویدم ، هر چه دیدم غم فزا بود ، غصه ها و گریه ها بود ، بانگ شادی پس کجا بود؟ این که می بارد به دنیا ، نیست باران ، نیست باران ، گریه ی پروردگار است، اشک می ریزد برایم. می پریدم از سر غم ، می دویدم مثل مجنون ، با دو پایی مانده بر ره از کنار برکه ی خون. باز باران ، بی کبوتر ، بوف شومی سایه گستر ، باز جادو ، باز وحشت ، بی ترانه ، بی حقیقت ، کو ترانه؟! کو حقیقت؟! هر چه دیدم زیر باران ، از عبث پر بود و از غم ، لیک فهمیدم که شادی مرده او دیگر به دلها ، مرده در این سوگواری..

Shahdad
Shahdad

باز هم آفتاب غروب کرد و شب اومد به جون خسته‌ام باز هم تب اومد باز هم از لاله خونین قلبم خدایا بانگ یارب، یارب اومد شب اومد، باز شب اومد، باز شب اومد به جون خسته‌ام باز هم تب اومد هوا تاره چراغ هم سوت و کوره تنم داره می‌سوزه مثل کوره خدایا یار من کی برمیگرده آخه این از خداوندی به دوره هوا تاره چراغ هم سوت و کوره تنم داره می‌سوزه مثل کوره خدایا یار من کی برمیگرده آخه این از خداوندی به دوره چه کجدار و مریضی دارم امشب چه درد ناله‌خیزی دارم امشب خدایا این حبیبه یا طبیبه چه مهمون عزیزی دارم امشب خدایا این حبیبه یا طبیبه چه مهمون عزیزی دارم امشب باز هم آفتاب غروب کرد و شب اومد به جون خسته‌ام باز هم تب اومد بازم از لاله خونین قلبم خدایا بانگ یارب یارب اومد شب اومد، باز شب اومد، باز شب اومد به جون خسته‌ام باز هم تب اومد...

Shahdad
Shahdad

برایت خاطراتی بر روی این دفتر سفید نوشتم که هیچکسی نخواهد توانست چنین خاطرات شیرینی را برای بار دوم برایت باز گوید. چرا مرا شکستی ؟چرا؟ اشعاری برایت سرودم که هیچ مجنونی نتوانست مهربانی و مظلومیت چهره ات را توصیف کند چرا تنهایم گذاشتی ؟چرا؟ چهره پاک و معصومت را هزار بار بر روی ورق های باقی مانده وجودم نگاشتم چرا این چنین کردی با من ؟چرا؟ زیباترین ستارگان آسمان را برایت چیدم. خوشبو ترین گلهای سرخ را به پایت ریختم. چرا این چنین شد/؟چرا؟ من که بودم؟ که هستم به کجا دارم می روم؟

Shahdad
Shahdad

وقتی که عاشقم شدی پاییز بود و خنک بود تو آسمون آرزوت هزار تا بادبادک بود تنگ بلوری دلت درست مثل دل من کلی لبش پریده بود همش پره ترک بود وقتی که عاشقم شدی چیزی ازم نخواستی توقعت فقط یه کم نوازش و کمک بود چه روزا که با هم دیگه مسابقه می ذاشتیم که رو گل کدوممون قایق شاپرک بود ؟ تقویم که از روزا گذشت دلم یه جوری لرزید راستش دلم خونه ی تردید و هراس و شک بود دیگه نه از تو خبری بود ،‌ نه از آرزوهات قحطی مژده و روزای خوش و قاصدک بود یادم میاد روزی رو که هوا گرفته بود و اشکای سرخ آسمون آروم و نم نمک بود تو در جواب پرسشم فقط همینو گفتی عاشقیمون یه بازی شاید ،‌ یه الک دولک بود نه باورم نمی شه که تو اینو گفته باشی کسی که تا دیروز برام تو کل دنیا تک بود قصه ی با تو بودن و می شه فقط یه جور گفت کسی که رو زخمای قلب من مثل نمک بود................ نمی بخشمت............................ l

Shahdad
Shahdad

زنـــــم... آزادم... هنوز نفس میکشم، غریبه نیستم، نفس‌هایم را خفه نکنید، ... بر سرم حجاب مالکیت نکشید، عروسک نیستم... طاقچه‌ای هم نیست که بر سر آن بنشینم که نگاهم کنید... بازی‌ های بی‌ محتوای زن و مرد تمام شد... اگر پا به پا نمیایی‌... دست به دستم نکن... دوستم داشته باش برای آنچه که هستم،نه آنچه که تو میخواهی‌ !

Shahdad
Shahdad

من گم شده ام … از یابنده تقاضا می شود … من را به حال ِ خود َم رها کند !

Shahdad
Shahdad

وقتـــی دلـــت گــرفتـــه ، وقتـــی غمگینـــی، وقتـــی از زنـــدگـــی سیــــری ...!!! حـــواستـــو خیلـــی جمـــع کـــن چـــون طعمــــۀ خــوبـــی هستــــی !!!

Shahdad
Shahdad

هــــــمــــــه مــــیگـــــن بــــخشـــــشـــــ از بـــــزرگــــان است . . مـــــنـــ بــــخــــشیــــدم و هــــیچکـــس بــــهــــم نــــگفـــتـــ: چـــــقدر بــــــزرگــــــ شـــــدیـــ. . . هـــــمه گـــــفتن بـــــلــــد نـــــبودیـــــ حــــقــــتو بـــــگیــــریـــــ...!!! ...

Shahdad
Shahdad

انسان، حر[!]ت زنده میشود خوانده میشود ترانه می شود به یاد می ماند گاهی ناله ایست تنها خاک خوب میفهمدش..........

Shahdad
Shahdad

سکوتم را نکن باور من آن آرامش سنگین پیش از قهر طوفانم من آن خرمن من آن انبار باروتم که با آواز یک کبریت آتش می شوم یکسر.......

Shahdad
Shahdad

آدم برفی از خجالت آب شد وقتی که ديد کودک گرسنه ای به هويج دماغش زل زده..

Shahdad
Shahdad

انتظار… شش حرف و چهار نقطه، کلمه ی کوتاهیست، اما سالها طول خواهد کشید تا بفهمی یعنی چه. کاش منتظرت نبودم، کاش می شد گفت “یادت مرا فراموش”

Shahdad
Shahdad

وای که چقدر این دل عاشق بلاست میون دل با من همیشه دعواست به دل می‌گم غم رو تو خونه‌ات راه نده می‌گه جونم مهمون حبیب خداست چه می‌شه گفت به این دل دیوونه هر چی می‌گم باز می‌گیره بهونه چه می‌شه گفت به این دل دیوونه هر چی می‌گم باز می‌گیره بهونه کاشکی دلم غصه پنهون نداشت خونه غم حیاط و ایوون نداشت پر می‌کشید خنده روی لبانم ابر چشم‌هام یه قطره بارون نداشت چه می‌شه گفت به این دل دیوونه هر چی می‌گم باز می‌گیره بهونه چه می‌شه گفت به این دل دیوونه هر چی می‌گم باز می‌گیره بهونه دل خوابه و چشم‌های من بیداره از ناله‌های من خبر نداره می‌ترسم این خونه خراب عاشق دست گلی به آب بده دوباره چه می‌شه گفت به این دل دیوونه هر چی می‌گم باز می‌گیره بهونه چه می‌شه گفت به این دل دیوونه هر چی می‌گم باز می‌گیره بهونه کاشکی دلم غصه پنهون نداشت خونه‌ی غم حیاط و ایوون نداشت پر می‌کشید خنده روی لبانم ابر چشم‌هام یه قطره بارون نداشت چه می‌شه گفت به این دل دیوونه هر چی می‌گم باز می‌گیره بهونه چه می‌شه گفت به این دل دیوونه...

Shahdad
Shahdad

چه جمله ی عجیبی است این "دوستت دارم" هر کس میگوید عاشق تر میشود و هر کس میشنود بی تفاوت تر ........

Shahdad
Shahdad

چقدر خوشحــ ــال بود شیطــان وقتی سیب را چیدم ... ... گمان می کرد فریب داده است مرا نمی دانست تو پرسیده بودی مرا بیشتر دوست داری . . . یا ماندن در بهشـــت را؟