Shahdad
خداوندا ، دعا برآنکه آزار مرا اندیشه می دارد ، نشانم ده خداوندا ، مسلمانی عطایش کن نخشکاند هزاران شاخه زیبای مریم را نبندد پای زیبای پرستو را نسوزاند پر پروانه های عاشق گل را نچیند بال مینا را === دعایش می کنم آن عهد بشکسته دعایش می کنم عاشق شود بر یاکریم و هدهد و مینا دعایش می کنم آن سان دعایی چون مرا با لعنت و نفرین قراری نیست
Shahdad
این غرور که شکست کافی نبود ؟ و حرمت حرف هایی که نگرفتی ؟ سرد خداحافظی میکنی یخ میزنم و خوابم میبرد در قطبی ترین نقطه دنیا صبح آغاز نخواهد شد این من نیستم که چشم میگشایم و صبح به خیر میگویم من دیشب تمام شدم
Shahdad
از من فاصله بگیر... هر بار که به من نزدیک می شوی... باور می کنم هنوز می شود زندگی را دوست داشت! از من فاصله بگیر... خسته ام از امیدهای کوتاه...!
Shahdad
حـ ـوآست بـ ـه دِلـ ـت بـ ـآشَد! آری...حَوآسـ ـت بـ ـه دِلـ ـت بـ ـآشَـ ـد! آنـ ـرآ هـ ـر جـ ـآیـ ـی نَگـ ـذآر... ایـ ـن روزهـ ـآ دِل رآ میدُزدَنـ ـد! بَعـ ـد کـ ـه بـ ـه دَردشـ ـآن نَخـ ـورد بـ ـه جـ ـآی صَندوق ِ پُسـ ـت آن رآ دَر سَطـ ـل زُبـ ـآله میــ اَنـ ـدآزَنـ ـد! وَ تـ ـو خـ ـوب میـ ـدآنـ ـی دِلـ ـی کـ ـه اَلمثنـ ـی شُد دیگـ ـر دِل نِمیشَـ ـود!
Shahdad
مشروب خوردم . . . سیگار کشیدم . . . لباس تنگ و کوتاھ پوشیدم . . . چرا دیگر دعوایم نمیکنی لعنتی . . . ؟؟؟ ھنوز ھمان مردی ھستی کھ روی من غیرت داشت؟؟؟ راستی اصلآ منو یادت ھست نامرد....؟؟؟؟
Shahdad
آدمک آخر دنياست بخنــــد آدمک مرگ همين جاست بخنــد دست خطــي که تو را عـاشق کرد شوخي کاغــذي ماست بخنــد آدمک خر نشــوي گريه کني ! کل دنيا ســراب است بخنــد آن خدايي که بزرگش خواندي به خدا مثل تو تنهاست بخنـد .... !
Shahdad
قسم به پرستشم و دوست دارم قسم به تنها کسی که در دنیا دارم و دوست دارم قسم به آخرین نگاهت و دوست دارم قسم به آخرین امیدت و دوست دارم قسم به آخرین پیامت و دوست دارم....
Shahdad
کاخ خود را روی دریا ساختیم. لمس باید کرد این اندوه را.بر کمر باید کشید این کوه را . زندگی را با همین غم ها خوش است.با همین بیش و همین کم ها خوش است.زندگی را خوب باید آزمود. اهل صبر و غصه و اندوه بود. باختیم و اما هیچ شاکی نیستیم بر زمین خوردیم و خاکی نیستیم.
Shahdad
یه شبهایی با رویای تو خوابیدم نفهمیدی چه شبهایی که اسم تو رو لبهام بود نمیشنیدی چه شبهایی که اشکامو به تنهایی نشون دادم از عمق فاصله آروم واسه تو دست تکون دادم چه شبهایی با شب گردی شبو تا صبح می بردم نبودی ماه جون می داد نبودی بی تو میمردم چه شبهایی دعا کردم یه کم این فاصله کم شه یه بار دیگه نگاه من تو رویاهات مجسم شه توی این خونه یخ می بست تن سرد سکوت من چه قدر جای تو خالی بود چه شبهای بدی بودن گذشتن عمرو بردن حالا من موندم و حسرت چه قدر بی رحمه این دنیا به این تقدیر بد لعنت...............
Shahdad
هَـ ـم پـ ـآیـ ـیـ ـز بـ ـآشَـ ـد،هَـ ـم اَبـ ـر هَـ ـم بـ ـآرآن بـ ـآشَـ ـد،هـَ ـم خیـ ـآبـ ـآن ِخیـ ـس اَمـ ـآ نَـ ـه تـ ـو بـ ـآشـ ـی،نـَ ـه دَستـ ـی بَـ ـرآی ِ فِشُردَن نـ ـه پـ ـآیـ ـی بَـ ـرآی ِ قَـ ـدَم زَدَن بـ ـآشَد،نـ ـه نِگـ ـآهـ ـی بـ ـَرآی ِ زُل زَدَن!
Shahdad
خوابیم اگرچه مرد میدان هستیم خیر سرمان رستم دستان هستیم وقتی به «داداش کایکو» نیازی باشد گوییم که: «نه! ما ایکیوسان هستیم»!
Shahdad
شبی می خواندم .... با مهر
سحر می راندم ..... با ناز
چه بخشنده خدای عاشقی دارم
که می خواند مرا ، با آنکه میداند
گنه کارم
Shahdad
گرگها هجوم آورده اند، حکم کرده اند!، دریده شوم... به جلو مینگرم، راهی نیست. پشتِ سر، پناهی نیست. در کنار، یاری نیست. با توام!، آن بالا، خدایی هست؟!
Shahdad
در بـــــــــاز شـــــــُد... حــــــــَتما بـــاد شـــــُوخیـــــــــشــ گــِرفـــــــتـــه... مــَســـــــــــــــخـَره! ادآی آمـــــدنــــَت را در مـــــی آوَرَد....