Shahdad
اینجا یک نفر سرما خورده ی سردی رابطه هاست . و هیچ شلغمی نمی تواند این آبریزش بینی و این گرفتگی صدا را بهتر کند .
Shahdad
هنوز هم دلم تنگ می شود برای محض حرف زدنت و برای تکیه کلامهایت که نمی دانستی فقط کلام تو نبود من هم به آنها … من هم به ان ها تکیه داده بودم...............
Shahdad
گاهی با بعضی چیزها نمیتوان شوخی کرد! با تنهایی اتاق ٬ با دود سیگار ٬ و با یک فکر بیکـــــار ... که هی پرسه میزند حوالی تو ...
Shahdad
هـــی کـــافـــه چـــی! دستـــور بــده سیـــگــار بیـاورنــد مشـــروب و پاســور هـــم... و مـــردهـای هــرز را دور میــز مــن جمـع کــن! ... بگــو بنــوازنــد........ شایـــد غیرتــی شـــد و بــرگشت!!
Shahdad
سیگاری روشن میکنم وبه خاموش بودنم فکر میکنم کـــــــــام عمیق همراه آهی کوتاه ... بیرون میدم دودش رو کمرنگ میشه مثل خودم نفسم میگیره از زندگی اجبــــــاری
Shahdad
خيلى وقتها دلم سكوت ميخواهد.. از جنس محض! اتاقى تاريك و بى پنجره؛ نه ! آتش سيگار را فراموش كردم ، نورش را براى ديدن خاطراتم نياز دارم .. شب را ترجيح ميدهم .. سردى مهتاب به جانم رسوب كرده است ! دوست ندارم آسمانم صاف باشد .. ابر و باد را ميخ كرده اند به روزگارم ؛ داشتم ميگفتم ...! روى تخت خيال آرام بگيرم .. چشمهايم را.. به تاريكترين نقطه ء جهان تبعيد كنم من بمانم و آتش سيگار ...
Shahdad
هیچ قــــطاری از این اتــــاق نمی گذرد من اینجــــا نشسته ام و با همین سیــــــگار قــــطار می آفرینم نمیشنـــوی ...!؟ ...سرم دارد سوت می کشد...
Shahdad
حرفی نیست... خودم سکوتت را معنی می کنم! کاش می فهمیدی، گــــــــــاهی... همین نگــــاه ســـــــــــــــــــردت... روی زمستان را هم كم مي كنـــــــــد ... !
Shahdad
حکايت رفاقت من با تو، حکايت "سیگار" يست، که امروز به ياد تو سنگین سنگین کشيدم! و با هر کام، بسيار انديشيدم، که اين طعم را دوست دارم يا نه؟! و آنقدر گير کردم بين دوست داشتن و نداشتن، که انتظار تمام شدنش را نداشتم! و تمام که شد، فهميدم باز هم سیگار مي خواهم! حتي ،تلخِ تلخ ! و تازه آنجا بود که فهمیدم؛ رفتن تو اختیاری بود که اجبارش من بودم... درست مثل سیگارم... که هرچه با اشتیاق تر و عمیق تر کام گرفتم، زودتر تمام شد...
Shahdad
زیر سیگاریم پــــُر از حرف های ننوشته است حرف هایی که دیشب قرار بود بر روی کاغذ بنویسم اما به این نتیجه رسیدم که دودشان کنم ! اینگونه بهتر است ! به اندازه ی کافی از تــــو و به تـــو نوشته ام از این به بعد... هر حرفی که مخاطبش تویــــــی را دود میکنم ..... !
Shahdad
از تنهاییت دلگیرنباش...و هیچ وقت آن را با کسی قسمت نکن!!مردم این شهر" تن" ها دادندتا "تنها" نمانند...!!
Shahdad
مقایسه نکنید داستان عشق خودتان راباآنچه درفیلمها میبینید! آنهانوشته شده اندبدست خط نویسنده! وداستان شما نوشته شده بدست خـــــ ـــدا♥♥
Shahdad
هميــشه ميگفـتـي : هـيــچ کــس بـرايـــم " تــو " نميــشود نــميدانــم ايـن " تــو" کـــه بود ؟ مـن کــه نبــودم ، بي شــک...