Shahdad
دنبال وجهی می گردم که تمثیل تو باشد زلالی چشم هات بی پایانی آسمان مهربانی دست هات ... نوازش گندمزار و همین چیزهای بی پایان. نمی دانستم دلتنگیت قلبم را مچاله می کند نمی دانستم وگرنه از راه دیگری جلو راهت سبز می شدم تمهیدی، تولد دوباره ای، فکری تا دوباره در شمایلی دیگر عاشقت شوم. گفته بودم دوستت دارم؟
Shahdad
عکس العمل زنان در مقابل کادوی شوهر : - مرسی( یعنی این دیگه چیه خریدی مردشورتو ببرن!) - عزیزم خیلی قشنگه ( میخواد دلتو نشکنه وگرنه حالش از کادوت بهم خورده!) -غافلگیرم کردی ( یعنی چه عجب الدنگ! ) - تو بی نظیری ! ( یعنی بدبخت شدی , حداقل هفته ای یک کادو نیاری خونه از این به بعد پدرتو در میارم!)
Shahdad
دو تا خانوم داشتن با خاطرات لاغریشون واسه هم افه میومدن. اولی می گه من اونقدر لاغر بودم که وقتی می رفتم حموم مامانم با یه چیزی روی چاه رو می پوشوند تا من توی چاه نیفتم. دومی می گه این که چیزی نیست، من یه بار یه آلبالو رو با هسته قورت دادم، همه ی فامیلامون می گفتن اوا زری خانوم چند ماهه حامله ای؟!
Shahdad
بانــــوی ســـرزمین من هـمان موجـــودیست، که اگــــر نبود بی هـیـــچ شکـــــــ و تــردیــدی هــــیــــچ مــَـرد مــوفــقــی در ســـرزمینم نبود !!!
Shahdad
از هیاهوی واژه ها خسته ام ، من سکوتم را، از اوراق سفید آموختم. آیا سکوت ؛ روشن ترین واژه ها نیست ؟ همیشه در خلوت مرگ را مجسم دیده ام آیا مرگ، خونسردترین واژه ها نیست؟ تا چشم گشودم ، از چشم زندگی افتادم. شبی – شاید امشب- زیر نور یک واژه خواهم نشست و نام خونسرد معشوقه ام را بر حواس پنج گانه ام خال خواهم کوفت. و هم زمان، پایین آخرین برگ خاطراتم خواهم نوشت : پایان ...
Shahdad
سـلـامتــی اوּּن رفــــيقی که مــــجازيـه امـــــــــــا يه جوری واســــت سنـگ صـــــبوره که هیـــچ کـدوم از رفيــــقای واقـعـيت بـه گــــــرد پاش نمـــــيرسـن سـلامتــی همــه شـمـا دوستــام
Shahdad
بچه که بودیم ، بچه بودیم بزرگ که شدیم ، بزرگ که نشدیم هیچ دیگه همون بچه هم نیستیم برای عشق پاک بچه گیها دلم تنگ است . . .
Shahdad
عشق هایت را مثل کانال تلویزیون عوض می کنی و افتخار می کنی، که عشق برایت این چنین است ! و من می خندم … به برنامه هایی که هیچکدام ، ارزش دیدن ندارند
Shahdad
ناز آن چشمي كه سويش مال ماست ناز آن چوپان كه سازش مال ماست ناز آن دوستی که شمع راه ماست ناز ان دستی که یار دست ماست ناز ان دوستی که جایش،قلب ماست ناز آن ياري كه قلبش ياد ماست نازم ناز ان نازی که نازش ناز ماست...
Shahdad
مَــטּ نـمے فـهـمـَمـــ چـِرآ هـيـچ کـَس بـرنـمے دآرد بـنـويـســد از مـردهــآ . . . از چـشــم هــآ و شـآنـه هــآ و دسـت هــآيـشــآטּ . . . از آغـوشـِشـآטּ ، از عـطــر تـنـشــآטּ ، از صـدآيـشــآטּ . . . پُــررو مے شـونـد ؟ خــُب بِــشـونـد . . . مَـگــر خـودِ شـمـآ بـآ هـر " دوستَتــ دارمے " تـآ آسـمـآטּ نـرفـتــه ايـد ؟ مـگــر مـآ بـه اِتـّکــآ ِ هـمـيــטּ دسـت هـآ . . . هـمـيــטּ نـگـــآه هـآ . . . هـمـيـטּ آغــوش هـآ در بـِزنـگــآهـهـــآے زنـدگے . . . سـرِپـــآ نـمــآنـده ايـم ؟
Shahdad
بنويسيد به ديوار سكوت:عشق سرمايه هر انسان است!
بنشانيد به لب حرف قشنگ،حرف بد وسوسه شيطان است،
و بدانيد كه فردا دير است،
و اگر غصه بيايد امروز،تا هميشه دلتان درگير است،
پس بسازيد رهي را كه كنون،تا به ابد سوي صداقت برود،
و بكاريد به هر خانه گلي،كه فقط بوي محبت بدهد.
Shahdad
گاه یک سنجاقک به تو دل میبندد و تو هر روز سحر می نشینی لب حوض تا بیاید از راه، از خم پیچک نیلوفرها روی موهای سرت بنشیند، یا که از قطره ی آب کف دستت بخورد، گاه یک سنجاقک همه ی معنی یک زندگی است.،..
Shahdad
رسم این شهر عجیب است بیا برگردیم قصد این قوم فریب است بیا برگردیم آن که یک روز دل به نگاهش دادیم خنده اش سرد و غریب است بیا برگردیم عشق،بازیچه شهر است ولی در ده ما دختر عشق ،نجیب است، بیا برگردیم.،..