دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سروش(نگهبان خاندان)

تکیه بر دیوار کردم خاک بر پشتم نشست دوستی با هر که کردم عاقبت قلبم شکست درباره »
سروش(نگهبان خاندان)
مرد - مجرد
امتیاز: 2206

دنبال‌شدگان

(137 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(192 کاربر)

گروه‌ها

(9 گروه)

بازدید

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

انـــ که دستشـــ را آنــ قدرمحکمـــ گرفته ایـــــ دیروزعاشقــــ منـــ بود دستتـــ را خسته نکنــــ! محکمـــ یا آرامــــ فرداتــــــوهمــــ تنهاییـــــــ

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

قَلبٍــ عَزیز لٌطفا خَفٍهــ شو و دَر هَمهِــ کارها "دِخالَتـــ" نـَـکُــ ن ! هَـمانـــ کِهــ خُـونــ "پُمـــپآژ" کُـنـ ی کآفـیسـتــ . . . اگر هَمــ "خَـستهِـــ" شُـدیــ اِجبــ ــاریـــ نیسـتــ بهـ کــآر ! هَــر وَقـتــ دِلَـتـ ـــ خواستـــ دیگـ ـر "کـآر" نَـکُنـــــ ...!

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

یه وقتـایے هست کہ جواب همه نگرانیـات و دلتنگیات میشہ یہ جمله که میکوبـטּ تو صورتــت "بهم گیر نـده، حوصله ندارم

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

دنبالـ کسے نیستمـ کہ وقتے میگمـ میرمـ ؛ بگہ : نرو ! کسے رو میخوامـ کہ وقتے گفتمـ میرمـ ؛ بگہ : " صبر کنـ منمـ باهاتـ بیامـ ، تنهـ ـا نرو

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

گـوش کن لعنـتی .........! اينی که من می کـشم .... درد بـی تو بودن نيـست .... تـاوان با تو بـودنه .......

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

وقتـــــے بـه عَقب بَر میگردے مُتوجـه میشے کـه جــــــاے بَعضیـــا الـان کـه توُ زندگیت خالــــــے نیست هیـــــچ … اون موقعشَمـ زیـــــــــــادے بوده

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

گلـوے آدمـ رـا گـاهے باید بتـراشند تـا بـراے دلتنگے هـاے تـازهـ جـا بـاز شَود دلتنگے هـایـے ڪـﮧ جـایشاטּ‌ نـَﮧ در دل ڪـﮧ دَر گلـوے آدمـ است دلتنگے هـایــے ڪـﮧ میتـوانَند آدمـ رـا خفـﮧ ڪُنند

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

بهار سرک می کشید مرا از گلدان قدیمی روی طاقچه از شکوفه ی درختان توی باغچه و من سرک می کشیدم تو را از بهار . . .!

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

غرورمــــ را از سر رآه نیاوردمــ کهـ آن را راحتـــ بشکنے! بدآن اگر غرورمـ بشکند ، با خرده هآے آن شآهرگـ زندگےِِ تـــو را نیز خوآهَــمـــ زَد

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

مـ‌یـ خـ‌وآهـَ‌مـْ تـَ‌نــَ‌مـْ رآ بـ‌ه مـَ‌رگــْ بـ‌فـ‌روشــَ‌مـْ تـآ لـَ‌حـ‌ظـ‌هـ ایـ دَر آغـ‌وشــَ‌شْ آرآمـْ بـ‌گـ‌یـ‌رمـْ وَ بـ‌رآیــِ هـَ‌مـ‌یـ‌شـ‌ه بـ‌خــ‌وآبــَ‌مـْ

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

نشستمـ ... خَسته شُدمـ ... دیگـــر قایق نمے ـسازمـ ... پُشت دریاها هَر خبرے کـه مے ـخواهـــَد باشد باشد ... وَقتے از تو خبرے نیس ... قایق مے ـخواهمـ چـه کار... !!! مــَرا همین جزیره ے کوچک تنهایـے هایَمـ بَس است

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

بـﮧ گوش خــُدا برســـانید آدَمـ ـﮧ ایـטּ حـــَوـا ســالهـــاست کـﮧ رَفتـﮧ ـاَســت ایـטּ حــَوـاے تنهــــا رـا برگرداטּ پیـش خودَت بهشتــَش رـا نمــے خوـاهــَمـ بـﮧ جهنمــش هــَـمـ راضـے ـاَمـ هــَرجــایـے باشــَد جــُز ایـטּ دُنیـــا ایـטּ دُنیــا زیــادے بوے آدَمـ گرفتــﮧ ـاَســت

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

يك روز چنگيز ودربا ريانش براي شكار به جنگل رفتند-هوا خيلي گرم بود وتشنگي داشت چنگيز ويارانش را ازپا درمي آورد-بعد ازساعتها جستجو جويبار كوچكي ديدند -چنگيز شاهين شكاريش را به زمين گذاشت وجام طلايي را در جويبار زد و خواست آب بنوشد اما شاهين به جام زد و آب بر روي زمين ريخت-براي بار دوم هم همين اتفاق افتاد -چنگيز خيلي عصباني شد و فكر كرد -اگر جلوي شاهين رانگيرم ، درباريان خواهندگفت:چنگيز جهانگشا نميتواند از پس يك شاهين برآيد -پس اينبار باشمشير به شاهين ضربه اي زد-پس از مرگ شاهين -چنگيز مسير آبرا دنبال كرد وديد كه ماري بسيار سمي در آب مرده و آب مسموم است- اواز كشتن شاهين بسيار متاثرگشت- مجسمه اي طلايي از شاهين ساخت-بر يكي از بالهايش نوشتند:يك دوست هميشه دوست شماست -حتي اگر كارهايش شما را برنجاند-روي بال ديگرش نوشتند: هرعملي كه از روي خشم باشد محكوم به شكست است...

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

در چشــم انــدازت پــرنــده ای ســت، در گلــویــش آوازی و در آوازش آرزوهــایــی ســت، بــرای تــو! در دستــت سنگــی ســت، در سنــگ دشنــامــی و در دشنــام دشنــه ای و در مــن پــرنــده ای کــه جــان مــی کنــد .

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

ببار باران !!! تندتر .... !!! دلم سیلاب می خواهد .... سیلابی که مرا بردارد و با خود ببرد تا بی نهایت ... به قول بزرگ تر ها ! باران هم باران های قدیمـــــــ !!! اصلا به قول خودم : صدها هزار رحمت به قدیم .... !!!! دلم هوای قدیمی شدن کرده ... دلم غربت می خواهد ... و کمی غرور !!! " زندگی نقطه سر خط ... بی وفاییت شده عادت ... تو نوشته بودی ٬ دیدار ... سه تا نقطه ... به قیامت ! عزیزم ... نقطه ته خط ... برو با خیال راحت