دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سروش(نگهبان خاندان)

تکیه بر دیوار کردم خاک بر پشتم نشست دوستی با هر که کردم عاقبت قلبم شکست درباره »
سروش(نگهبان خاندان)
مرد - مجرد
امتیاز: 2206

دنبال‌شدگان

(137 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(192 کاربر)

گروه‌ها

(9 گروه)

بازدید

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

همیشه سیگار لازم نیست ! گاهی از سردی ِ یک نگاه هم میتوان دود شد و آتش گرفت . . . ! باور کن

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

در قرون وسطا کشيشان بهشت را به مردم مي فروختند و مردم نادان هم با پرداخت مقدار زیادی پول قسمتي از بهشت را از آن خود مي کردند. فرد دانايي که از اين ناداني مردم رنج مي برد دست به هر عملي زد نتوانست مردم را از انجام اين کار احمقانه باز دارد تا اينکه فکري به سرش زد… به کليسا رفت و به کشيش مسئول فروش بهشت گفت: قيمت جهنم چقدره؟ کشيش تعجب کرد و ...گفت: جهنم؟! مرد دانا گفت: بله جهنم. کشيش بدون هيچ فکري گفت: ۳ سکه. مرد سراسيمه مبلغ را پرداخت کرد و گفت: لطفا سند جهنم را هم بدهيد.کشيش روي کاغذ پاره اي نوشت: سند جهنم . مرد با خوشحالي آن را گرفت از کليسا خارج شد. به ميدان شهر رفت و فرياد زد: من تمام جهنم رو خريدم اين هم سند آن است ديگر لازم نيست بهشت را بخريد چون من هيچ کس را داخل جهنم راه نمي دهم. اين شخص مارتين لوتر بود که با اين حرکت، نه تنها ضربه اي به کسب و کار کليسا زد، بلکه با پذيرش مشقات فراوان، خود را براي اينکه مردم را از گمراهي رها سازد، آماده کرد..

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

کودکــــــان گل فـــروش را میبینی؟ مــــــــردان خــــــــــانه به دوش... دختـــــــــرکانتـــــــــــن فروش... مـــــــــــــادران سیاه پــــــــوش... کاسبـــــــــــــــان دین فــــروش... پدران کلیــــــــــــــه فــــــــروش... محراب های فـــــرش پـــــــوش... زبانهای عشــــــق فــــــــروش... انسانهای آدم فــــــــــــــروش... همـــــــــــــــــــــــــــه را میبینی؟؟؟؟ می خواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم... دیگر زمینت بوی زندگی نمی دهـــــــــــــد

این ارسال را بازنشر کرده است.
سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

دقت كردين اين گربه هاهم آدم شدن واسه ما؟!قبلاهيبتي داشتيم،يه پخ ميكردي۱۰￙مترهواميپريدالاخيلي راحت ازكنارمون ردميشن چندثانيه بهمون نگاه معنادارميكنن،همين مونده چندوقت ديگه به نشانه افسوس واسمون سرتكون بدن!!

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

مـن فقـط می بـخشـم ! امـا فـرامــوش نمی کـنـمـ

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

دوستان فراوان نشان دهنده کامیابی در زندگی نیست، بلکه نشان نابودی زمان، به گونه‌ای گسترده است. ارد بزرگ

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

خوشبختی یعنی دیدن حرفاپشت سکوت،خاموش کردن شمع غرور با یک فوت،حس کردن تشنگی در یک لیوان آب یخ،لمس کردن خاطره ها چه شیرین چه تلخ

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

آدمها كنارت هستند. تا كی?! "تا وقتی كه به تو احتیاج دارند. از پیشت میروند یك روز.  كدام روز ?! "وقتی كسی جایت آمد..." دوستت دارند.  تا چه موقع ?! "تا موقعی كه کسی دیگر را برای دوست داشتن پیدا كنند" میگویند عاشقت هستند برای همیشه. نه.... "فقط تا وقتی كه نوبت بازی با تو تمام شود ... " و این است بازی با هم بودن!!!

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

ما آدما همیشه صداهاى بلند رو میشنویم،پر رنگ ها رو میبینیم و کارهاى سختو دوست داریم غافل از اینکه خوبها آسون میان،بى رنگ میمونن و بى صدامیرن

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

زندگى زندان عشق است ما بدان دلباختيم خوبيهايش رانديديم با بديهايش ساختيم دربازى زندگى تامى توانستيم تاختيم اين قمار پست راهرچه كوشيديم باختيم

این ارسال را بازنشر کرده است.
سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

چه رسم جالبی است !!! محبتت را میگذارند پای احتیاجت … صداقتت را میگذارند پای سادگیت … سکوتت را میگذارند پای نفهمیت … نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت … و وفاداریت را پای بی کسیت … و آنقدر تکرار میکنند که خودت باورت میشود که تنهایی و بیکس و محتاج !!! .آدمها آنقدر زود عوض می شوند … آنقدر زود که تو فرصت نمی کنی به ساعتت نگاهی بیندازی و ببینی چند دقیقه بین دوستی ها تا دشمنی ها فاصله افتاده است … .زیاد خوب نباش … زیاد دم دست هم نباش …حکایت ما آدم ها … حکایت کفشاییه که … اگه جفت نباشند … هر کدومشون … هر چقدر شیک باشند … هر چقدر هم نو باشند تا همیشه … لنگه به لنگه اند … کاش … خدا وقتی آدم ها رو می آفرید … جفت هر کس رو باهاش می آفرید … تا این همه آدمای لنگه به لنگه زیر این سقف ها … به اجبار، خودشون رو جفت نشون نمی دادند… . زیاد که خوب باشی دل آدم ها را می زنی … آدم ها این روزها عجیب به خوبی ، به شیرینی ، آلرژی پیدا کرده اند … زیاد که باشی ، زیادی می شوی … خدایا به حق آنان که دوستشان داری! مرا با تمام گناهانم ببخش. خدایا یازده سال است از گناه سیراب شده ام و امروز به تو پناه آوردم،.....

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

دوستانی كه داری و آنان را آزموده ای، با قلاب های پولادین به جان و دل خود پیوسته نگاه دار. * ویلیام شکسپیر *

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

سلام زلزله دیروز که آمدی من و لیلا و حمید روزه کله گنجشکی بودیم ... ... فرصت افطار را هم ندادی عجله ات برای چه بود ؟ همه سنگ ها و کلوخ هایی که پدر بنام سقف بر سرمان انباشته بود پیکرهای کوچک مان را در هم پیچید و ما رفتیم ولی روح کوچکم دید که خیلی ها آمدند آنها که هیچ گاه در روستایمان ندیده بودمشان لودر هم آورند ، با کلی کمپوت شیرین و بسته های غذا میدانی لودر همان ماشینی ست که در شهر ها برای ساخت خانه از آن استفاده می کنند ودر روستا ها برای برداشتن آوار از سر مردم قرار است وام هم بدهند ، دستور داده اند خیلی خیلی خیلی سریع همان وامی که پدر هرگز نتوانست ، برای گرفتن نصف آن نیزضامن پیدا کند تا خانه بهتری برایمان بسازد و مجبور نشود هی با گل و سنگ سقف را بپوشاند وای پدر ، چقدر سنگین کرده بودی این آوار را می دانی زلزله با آمدن تو ، روستای ما را شناختند می گویند کمک به زلزله زدگان ثواب دارد ، درست ولی مگر کمک به روستاییان برای زندگی بهتر ثواب ندارد؟ چرا برخی آدم ها برای بیدار شدن و لرزیدن قلب شان به شش ریشتر لرزه احتیاج دارند ؟ می دانی زلزله به چه فکر می کنم به روستای بعدی ، ثواب بعدی ، لودر

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

جهنم دور نیست...! جهنم جاییست که تنها وسیله گرم کردن پاهای یخ زدۀ یک دختر بچه ، اگزوز ماشین است ... دوستان فصل سرما نزدیک هست عزیزان ما سرپناه ندارن رسانه شما هستید مثل همیشه کولاک کنید تا مسئولین به فکر سر پناه واسه زلزله زدگان آذربایجان باشند لطفا اطلاع رسانی کنید

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

خنده هایم آنقدر عادت شد که دیگر حرمتی برایش نماند ! هرزه می ماند ذهن باکره ام بی آنکه خونی بر دامان خود دیده باشد حرمتم نجس شد! من همان حرمت نجس می مانم ! من همانی هستم که فریاد زد: باکرگی با خفت ارزانیه خودتان