سروش(نگهبان خاندان)
هيچكس تنهايي ام را حس نكرد/لحظه ويراني ام را حس نكرد/درتمام لحظه هايم هيچكس/وسعت حيراني ام راحس نكرد/آن كه سامان غزلهايم ازاوست/بي سروسامانيم راحس نكرد..!!!"
سروش(نگهبان خاندان)
درعشق اگرعذاب دنيا بكشي/با اشك به ديده ، طرح دريا بكشي/تا خلوت من هزارغربت باقيست/تنها نشدي كه درد تنها بكشي...!!!
سروش(نگهبان خاندان)
ای صدا و سخن توست سرآغاز جهان دل سپردن به پیامت چاره ساز انسان گر مرا فرصت گفتی و شنودی باشد به حقیقت با تو همراز شوم بی نیاز کتمان
سروش(نگهبان خاندان)
همه خفتند به غیر از من و پروانه و شمع قصۀ ما دوسه دیوانه، دراز است هنوز... گرچه رفتی، ز دلم حسرت روی تو نرفت در این خانه، به امید تو باز است هنوز
سروش(نگهبان خاندان)
من بي مي ناب زيستن نتوانم /بي باده كشيد بارتن نتوانم/من بنده آن دمم كه ساقي گويد/يك جام دگربگيرو من نتوانم..!!
سروش(نگهبان خاندان)
"؛؛'اي غم توكه هستي ازكجا مي آيي؟/هردم به هواي دل ما مي آيي/ بازآي و قدم به روي چشمم بگذار/ چون اشك به چشمم آشنا مي آيي....!!!!!!!!!؛؛::
سروش(نگهبان خاندان)
ما زهر روشن دلی یک رشته فن آموختیم عقل از مجنون وعشق از کوهکن آموختیم
سروش(نگهبان خاندان)
باغ ازتو، ادامه بهارش با من/آواي زلال صد هزارش با من/شب هاي قشنگ دوستت دارم را/ يكباربگو هزاربارش با من...!!!!!!!!!
سروش(نگهبان خاندان)
تو عقربه ي ساعت شماري من دقيقه شمار لحظه شماري مي كنم براي دوازده تمام !
سروش(نگهبان خاندان)
زندگی شما وقتی زیبا می شود که پندارتان ، کردارتان و گفتارتان نیک باشد
سروش(نگهبان خاندان)
هر رهگذری محرم اسرار نگردد ، صحرای نمک زار ، چمن زار نگردد هرجا که رسیدی مکش طرح رفاقت ، هر کس که به تو یار وفادار نگردد . .
سروش(نگهبان خاندان)
هر دو بالم را شکستی باورم را پس بده / مانده خالی خالی هستی ام را پس بده
دفتر شهر را پر پر کن اما خوب من / اشک های بیت بیت دفترم را پس بده
سروش(نگهبان خاندان)
شب شرابی خوردم و مستی مرا در بر گرفت ..... دوریت آمد به یادم هستی ام آتش گرفت
سروش(نگهبان خاندان)
شب آمد و باز رفتم اندر غم دوست***هم بر سر گریهای که چشمم را خوست***از خون دلم هر مژهای پنداری***سیخیست که پارهٔ جگر بر سر اوست..!!