سروش(نگهبان خاندان)
دلتنـگی عین آتش زیر خاکــــــستر است گاهی فـــــــکر میکنی تمـــــــــام شده امّـــــا یــک دفــــعه همه ات را آتــــش مـــــــــــیزند...
سروش(نگهبان خاندان)
گاه دلتنـــــــگ می شوم دلتنـگتر از تمام دلتنگـــــــــی ها
حسرت ها را می شمارم
و باختن ها
وصدای شکستن را
... نمیدانم من کدامین امید را ناامید کردم
وکدام خواهش را نشنیدم
وبه کدام دلتنگی خندیدم
که چنین دلتنگــــــــــــــــم
سروش(نگهبان خاندان)
به نظر شما کدوم دوره زیباتر شعر گفتند؟
سروش(نگهبان خاندان)
بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین! آنقدر بخندی که دلت درد بگیره بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری برای مسافرت به یک جای خوشگل بری به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه ! آخرین امتحانت رو پاس کنی کسی که معمولا زیاد نمیبینیش ولی دلت میخواد ببینیش بهت تلفن کنه توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمیکردی پول پیدا کنی برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی !!! تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه بدون دلیل بخندی بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف میکنه از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم میتونی بخوابی ! آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما مییاره عضو یک تیم باشی از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی دوستای جدید پیدا کنی وقتی "اونو" میبینی دلت هری بریزه پایین ! لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید و ببینید که فرقی نکرده عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی
سروش(نگهبان خاندان)
گاهی دلم می خواهد خودم را بغل کنم!
ببرم بخوابانمش!
لحاف را بکشم رویش!
دست ببرم لای موهایش و نوازشش کنم!
حتی برایش لالایی بخوانم،
وسط گریه هایش بگویم:
غصه نخور خودم جان!
درست می شود!درست می شود!
اگر هم نشد به جهنم...
تمام می شود...
بالاخره تمام می شود...!!!
سروش(نگهبان خاندان)
آنها فقط از « فهمیدن » تو میترسند. از« تن » تو,هر چقدر هم که قوی باشد,ترسی ندارند! از گاو که گندهتر نمیشوی، میدوشندت! از خر که قویتر نمیشوی،بارت میکنند! از اسب که دوندهتر نمیشوی، سوارت میشوند! اما آنها فقط از « فهمیدن » تو میترسند...!
سروش(نگهبان خاندان)
نــامــت را... خــاطـراتــت را... بــو سـه هـایــت را...و لـمـس ِ حـس ِ بــودنـت را... هـمـه ُهـمه را ، بــه دسـت سـرد بــاد سپـُـردم! یــــادم تـــو را فـــــــرامــــــــوش
سروش(نگهبان خاندان)
دیگران را می بخشم،حتی آنانی را که مرا آزرده اند نه از برای آنکه مستحق بخشایشند … بلکه “من لایق آرامشم…”
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
وقــتی کــار از کــار گـــذشتــه باشــد. . . دیـــگر چــه فــایده دارد. . . فالـــت در بیایــد:یوســـف گــم گــشتـــه.
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
حــوصلــه ات کــه سر مــی رود. . . بــا دلــم بــازی نـــکن. . . مـــن در بی حوصلگــی هــایــم. . . "بــا تــو زنــدگــی کــرده ام
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
من دلم می خواهد ساعتی غرق درونم باشم!! عاری از عاطفه ها… تهی از موج و سراب… خالی از هرچه فراق!! من نه عاشق هستم ؛ و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من… من دلم تنگ خودم گشته و بس…!
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
چــﮧ ڪـωــے مـیتــפּانــב با בُפֿــــــــتــــَــــراט ּِ شـــَـــــرقـــے בפּئـــل ڪـنــב ؟! פּقـتــے نـِــگـــــآهــِـــشــــآ טּ ... בωـــت هـــآ را از حـرڪــــت بــاز مــے בارב !
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
صداي شکستن قلبم را نشنيدي چون غرورت بيداد مي کرد اشکهايم را نديدي چون محو تماشاي باران بودي ولي اميدوارم انقدر در آيينه مجذوب نشده باشي که حداقل زشتي ديو خود خواهيت را ببيني باشد که باديگران چنان نکني که با من کردي